تبليغاتX
دیواره بلند و انگشتان سرمازده

ورژن آنلاین خبرنامه UIAA

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 7:23 |

دلم مثل دلت خونه شقایق

دلم مثل دلت خونه شقایق..

میدو نین سکونت تو رودهن برام خیلی مزایا داشته (مثل هوای پاک و ییلاقی ، دسترسی به گوشت و میوه خوب و ...) اما این میون نزدیکی به قله دماوند یه چیز دیگس . هر روز من تو راه رفت و برگشت به خونه یه سلامی هم به دماوند میدم و آب وهواشو زیر نظر دارم . مثلا پارسال همین موقعا یه شب ساعت ۱۱ تو رخت خواب و بر اثر بی خوابی به سرم زد برم سمت دماوند .۱۱:۳۰ شب از خونه زدم بیرون و ۱:۳۰ نیمه شب هم رسیدم مسجد .

    دلم میخواست که یه قله ۴۰۰۰ متری صعود کنم تا برا ماه دیگه که میخوام برم برا دیواره علم کوه هم هوایی کرده باشم ، فکر قله های مختلفی مثه خله نو ، توچال ، جانستون و... کردم . اما یهو فکر دماوند افتاد تو سرم و گفتم میرم تا پناهگاه هم فشاری نمیاد بهم هم تا حدود ۴۰۰۰ متر بالا میرم .

     عامر ازوجی از بچه های گل کلاردشتی که ساکن تهرانه و اینجا فوق میخونه مدتی بود که میخواست یه گپی در مورد مسیرای دیواره باهام بزنه . باهام تماس گرفت و گفت کجایی و همین که گفتم میرم دماوند اونم گفت میخاد با بچه های گروه کوهنوردی تهران بره دماوند . بنا شد بیاد رودهن و از اونجا با ماشین من بریم . البته من اولش فکر میکردم میخوام تنهایی یا نهایتا با عامر برم کوه اما بعد از دیدن ۱۵ تا از همکارام تو پناهگاه ، چند تا کلوپ دماوندی و ۱۵ نفر اهالی رودهن فهمیدم یواشکی نمیشه هیچ جا رفت .. و یه جوری پیچوند و از پناهگاه بالاتر نرفت .

ساعتها :

حرکت از رودهن : ۱۰

حرکت از مسجد : ۱۲:۲۰

رسیدن به بارگاه سوم : ۱۶:۵۰

خواب : ۲۱(بعد از کمی بحث و گفتگو در مورد مسیرهای دیواره علم کوه ، موارد فنی و گره ها)

بیدار باش : ۵

حرکت به سمت بالا:۶:۳۰

آبشار یخی : ۹

بارگاه سوم : ۹:۴۵

حرکت از بارگاه سوم به سمت مسجد : ۱۱:۳۰

مسجد :۱:۳۰

رودهن :۱۵:۳۰

عامر ازوجی

عامر ازوجی

 

پناهگاه جدید

پناهگاه جدید بارگاه سوم

 

صبح پناهگاه

صبح بیرون پناهگاه و پشت به پناهگاه قدیم

 

بر فراز ابرها

پناهگاه قدیم بر فراز دریای ابرها

 

سایه دماوند

سایه قله هنگام طلوع

 

دورنمای آبشار یخی

دورنمای آبشاریخی از ۴۸۰۰

    میزان برف خیلی زیاد بود و غیر قابل مقایسه با سالهای قبل . باد سردی هم میوزید که میگفتند نزدیک قله شدت بیشتری داشته . چون برگشت شن اسکی در کار نیست و باید رو برف سر بخورید ، داشتن کلنگ رو توصیه میکنم .

    آمّا سرسره بازی تو اون ارتفاع اونم به اون مسافت حالی میده ها! یه سرعتی میگرفتی که نگو و بعد ترمز . تازه من بعضا هیجانیترهم  میکردمش که گفتنش کمی بد آموزی داره ..

سنگ وگل

گلای خوشگل تو مسیر برگشت از بارگاه سوم

 

برفچال در محل تعویض یال

اینجا جایی که تو مسیر بین بارگاه سوم و مسجد یال عوض میشه .همچین برفی تو این فصل دیده بودین؟

 

هوای اخموی پناهگاه

هوای پناهگاه کم کم اخمو شد . صدای شر شر آب کنار یال سنگی

 

نهر آب

این نهر کنار یال سنگی تا مسجد ادامه داشت

شقایق رنگ تو رنگ خدا بود

پایان

 

 

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در شنبه سیزدهم تیر 1388 و ساعت 7:50 |

 

 

سنگ میکشیدیم بر دوش

       سنگ الفاظ را

                            سنگ قوافی را

        و از استمرار تحجر و استبداد مینالیدیم .

                      (آی احمد خوشبحالت این روزها نیستی)

رنج امروز مرا

   این الفاظ موزون و ناموزون

                       حتی ذره ای

                                       حتی لحظه ای کفایت نمیکنند

من در میان این هجمه دروغ ردی و نشانه ای  از نیکی نمیبینم

   آه از تزویر

        آه از این سنگدلی سیاه که در خیابانها جاریست

                                  من دیگر از خودم هم خسته ام .

                                                  من نه از بار سنگین الفاظ ، نه از بار قوافی

                                                             که من از کشیدن نام انسان بردوش خسته ام ..

دلم خسته

   تنم فرسوده

        و تنها

                و نگاهی لبالب پر از عذاب جمله آدمها

        (دیگر حتی از تکرار اسم حقیر آدم نیز خسته ام

               مرا دیگر توان دیدن رنج ایران نیست  ) .

 تهران - به تاریخ همین امروز

 

 

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در چهارشنبه دهم تیر 1388 و ساعت 15:40 |

برای دیدن گزارش و تصاویر اینجا  یا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 15:32 |

دیواره پل خواب

دیواره پل خواب

      همین جوری زمان میگذره تمرینهای من هم ادامه داره . تمرینهام به صورت زیره :

شنبه : تمرین سالنی

یکشنبه : بدنسازی

دوشنبه : تمرین سالنی

سه شنبه : بدنسازی

چهارشنبه : استراحت

پنجشنبه : تمرین طبیعت

جمعه : بدنسازی

(البته دو استقامت هم اضافه شد به برنامه که تا هفته پیش نبود )

   دو تا پنجشنبه پیشتر پل خواب کمی برای درجه صعود کار کردم . که بد نبود و به ته ۵.۱۰ نزدیک شدم . پنجشنبه پیش هم با مهدی فراهانی رفتیم بند یخچال دوتا صعود سبک و دراومدن راحت از سقف کوچولوی مسیر دولفر و تمرین تکنیکهای غارنوردی . 

   این پنجشنبه هم با نوید عظیمی رفتیم پل خواب . بالای طول ۳ چکش بودیم که امیر مقیمی و احسان پرتوی نیا رسیدند . اونا رفتند آبرفتی ما هم رفتیم مارمولک + نگار۲ . برای اولین بار نگار۲ رو سر طناب رفتم که خیلی چسبید . هرچند که آنسایت نبودم و دو فته پیش نفر دوم صعودش کرده بودم اما چسبید . البته کمی موقع ورود به کارگاه اذیتم کرد .

   امیر مقیمی صدامون کرد تا کمی تکنیکهای پیشرفته امداد و نجات رو تمرین کنیم و حدود ۱ ساعت این کارو انجام دادیم که این مرور نتیجه خوبی داشت .

   بعد رفتیم آگر .. . مسیر آگر از یادگارهای خوشگل مرحوم غدیر یزدانی هستش که من ۷ سال بود صعودش نکرده بودم . پارسال طول ۱ رو رفتم اما به علت خستگی ادامه ندادم .

آگر

نمای کلی مسیر آگر

   مسیر آگر با تمام مسیرهای پل خواب فرق داره و کمی کش و قوس داره . بده بستونایی داره که همیشه مثل مسیر نو میمونه . طول ۱ با با یک لاخ کامل بدن شرو میشه و انقد شکست داره که در بهترین وضعیت میانی ها هم باز طناب سفت میشه . ۸ سال پیش در یک حرکت انفجاری کارگاهاشو با حمایت سعید محمودی ترمیم کردم و حلقه و سیم بکسل انداختم که هنوز هم همونها سالم و قابل استفاده هستش .

   کراکسش طول ۲ هست که معمولا کسی طبیعی در نمیاد ( یک کنج منفی) . من همیشه از چپ کراکس که ۳ گیره ناخونی برا پا و دست داره صعودش کردم و بالاخره یه رول هم میکوبم اونطرف .

 

 مسیر آگر

طول ۱ ، طول ۳ و طول ۴ رو من سرطناب رفتم . طول ۱ و ۲ منو نوید بودیم و طول ۳ و ۴ من و امیر مقیمی . طول ۴ ابزار گذاریه و پر جک و جونور .

کارگاه 4 آگر

مورو جوجو عروسک البرز در کارگاه ۴ آگر

 

امیر مقیمی

امیر مقیمی در حال در اومدن از طول ۴ آگر

 

   فکر میکنم تو مسیرهای موجود آگر از همه مرتفعتره و بالای بالای پل خوابه . واسه همین یه عکس از اون بالا انداختم .

انده پل خواب

اینم بالای بالای پل خواب

 

کافه مصطفی از کارگاه 4 آگر

دورنمای کافه مصطفی و جاده چالوس از کارگاه ۴ آگر

 

نوید عظیمی

نوید عظیمی و سرطناب طول ۴+۳ آگر

    بعد هم با دو فرود ۴۵ متری اومدیم پایین . هر چند زیاد طول کشید اما خوب بود . به موقع رسیدیم پایین چون بعدش رعد و برق و بارون شروع شد . اونم چه بارونی ..

احسان پرتوی نیا

احسان پرتوی نیا

 

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 12:40 |

 دیروز با پیگیری همکار اکتیو و شیطونمون آقای علی اکبر غلامی صاحب وبلاگ کوهستان تو راه برگشت از ماموریت ورامین رفتیم به مجموعه پروازی ری و پرواز با گلایدر رو تجربه کردیم . باقیشو خودتون ببینید :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   راستی هزینه هر دور پرواز ۵۰۰۰ تومنه . وسایل دیگه مثل کایت موتوردار و هواپیمای موتوردار هم هست که خوب هزینش بالاتره . 

 

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 7:28 |

از نیمه فروردین تمرینای سالنی رو با دو جلسه در هفته دوباره شروع کردم . دو هفته اول فقط استقامتی کار میکردم رو تراورس های تو حیاط سالن زنده یاد داودی .من تو این سالن از فروردین سال ۷۷ تمرین کردم . کلی خاطره دارم از دوستایی که اومدن و رفتن ..

    از هفته سوم شروع به بولدرها و تک حرکتهایی کردم که بیشتر مربوط به الگوسازی مسیرهای طبیعیه یا نقطه ضعفهام تو طبیعت . امروز هم با مهدی طالبی از دوستای قدیمی بازی کردم که بد نبود و حسابی چسبید .

نمای سالن سنگ نوردی داودی

 

شهرام عباس نژاد

مهدی طالبی رو مسیری که من دادم

 

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 7:54 |

به نقل از وبلاگ کوه نوشت :

روز پنج شنبه ۳۱ اردیبهشت ماه ؛ در راستای تحقق پروژه ئی مشترک مابین فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ، آنتن بی تی اس و فیبر نوری نصب شده در قرارگاه ونداربن به بهره برداری رسید .

بهره برداری از این پروژه که منجر به  تقویت و پوشش مطلوب و گسترده ی تلفن همراه در ونداربن ، ارتفاعات علم کوه و پیرامون آن و امکان اتصال به اینترنت پر سرعت در قرارگاه های منطقه خواهد شد ، طی مراسمی با حضور مسئولین و پرسنل فدراسیون و وزارت ارتباطات ، کوه نوردان و تنی چند از پیشکسوتان این رشته انجام شد .

مهمترین رویکرد اجرای این پروژه ی ارزشمند ؛ دقت وسرعت بخشیدن به عملیات جست و جو و امداد رسانی  کوه نوردان حادثه دیده در ارتفاعات منطقه است .

 

 

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در شنبه دوم خرداد 1388 و ساعت 8:5 |
خبرنامه UIAA

 

لینک خبرنامه UIAA - می 2009

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 13:48 |

جاده چالوس از روی دیواره    

من و  صالح انصاری از بچه های گل باشگاه دماوند هفته پیش به علت یه سوتی ( باز نکردن گره استاپر ته طناب) طناب فرودمون موقع فرود از کارگاه بالای آبرفتی تو کارگاه تراورس آبرفتی گیر افتادیم . مجبور شدم بین کارگاه وسطی تا کارگاه معلق قدیمی آبرفتی کمی بی میانی صعود کنم . یه فیس با گیره های اصطکاکی و بسیار زیبا ..

صالح

صالح انصاری در حال فرود از کارگاه ۳ آبرفتی

 

دید اولیه مسیر

دید اولیه مسیر" مانسی"

   با تعجب به این فکر کردم چطور این مسیر زیبا و متفاوت تا حالا مورد توجه قرار نگرفته ؟؟ با اینکه از رول کوبی خیلی میترسم( نه برا خودم و زحمتش بلکه چون نمیخام دیوار سولاخ سولاخ شه) ولی چاره ای نبود . با نوید مشورت کردم و بنا شد این هفته این کارو بکنیم . از خوبیای این مسیر این بود که کارگاه پایین و بالای مسیر آماده بود و این یعنی حدود 60000 تومان صرفه جویی . نوید هم برنامه یه مسیر تو ذهنش داشت که از کارگاه معلق به چپ میرفت و دوتا کارمونو یکی کردیم .

من در حال تکمیل کارگاه بارکشی

    گفتیم یه کاری کنیم دو سرش خیر باشه . یه کیسه بار ۲۰ کیلویی تشکیل دادیم و حدود ۴۵ متر بار کشی رو هم اجبارا انداختیم اول برنامه . با یه حلقه طناب استاتیک ،یه یومار ، یه قرقره ، یک لنگه رکاب و یک پروسیک یک کارگاه بارکشی دو قرقره ای تشکیل شد . نوید بدون گفتن من زود خودش پی برد که از تمام وزنش برای بالا کشی استفاده کنه نه زور دستاش که تا شب هم باهاش کار داره ..

نوید درحال بارکشی

   بالاخره با تلاش فراوون اما بدون صرف انرژی خیلی فوق العاده بار رسید به کارگاه . میشد مسیر رو برید و به رول سوم مسیر رسید . من از یه طاقچه کوچیک به رول سوم رسیدم و شروع به کوبیدنش کردم . رول  از نوع اسپید بود . نصف رول کوبیدم و باقیشو سپردم به نوید . و خودم برگشتم پایین چون کفش سنگ پامو بدجوری ناسور کرده بود . رول ۳ که کوبیده شد ، نوید برگشت پایین و رفت کفش معمولیاشو آورد . رو طناب استاتیک فرود رفت و با کرول یومار زد . خیلی از استفاده کرول و تسمه سینه  لذت برد ، چون یومار زدن رو کاملا راحت و سریع میکنه .

من رو رول 3

     نوید نشست رو اسکای هوک مشغول رول ۴ شد و من هم حمایتشو با گری گری قفل کردم و مشغول رول اول مسیر شدم . رول اول و دوم رو من بولت نمره ۱۰ و به طول ۱۰ سانت میزنم . ۵/۱ برابر اسپید کار میبره اما واقعا ایمنه .  

نوید رو رول 4

    یادم باشه یه بار در مورد انواع رولها ، سنگها و این که چیو کجا بکوبیم حرف بزنم . بالاخره نوید از مسیر " مان سی"من درومد و رسید به کارگاه فرود معلق مسیر آبرفتی . یادش به خیر سالها پیشتر با طناب ۶۰ متری باشگاه که فرود میومدیم میرسیدیم به این کارگاه با کمی فاصله و تو فضا . با پا زدن میرسیدیم بهش.. حالا شد کارگاه مسیر مانسی .

   مسیر مانسی حدود ۲۰ متر و به گمان من ۵.۱۰d بشه که مصنوعی A2 هم میشه صعودش کرد . چون من نفر دوم کل مسیر رو صعود کردم زیاد نمیتونم درجه طبیعی رو دقیق بگم . مخصوصا چون رو مرز درجه صعودم هم هست . تکنیک نفر اول برا صعود هم هوک بود و از Grappeling hook  و  pecker های بلک دیاموند و کازین استفاده شد . نوید نشون داد تو اون ارتفاع هم خوب رو اسکای هوک میشینه و اعتماد میکنه . برای یکی از هوک ها با سر مته سوراخ 1 سانتی زد و این نشستن و رول زدن خیلی هیجان داشت . نوید قصد داشت که کارشو به سمت طول بعدی خودش ادامه بده که به خاطر من این کارو نکرد و موند برا بعد .

   البته رول دوم رو هم هنوز نکوبیدیم و فعلا باید از طاقچه کوچیک سمت چپش به رول 3 رسید . ضمن اینکه کلا مسر 5 تا رول داره .و کراکسش به نظر من بین رول ۳ و ۴ هست .

 

کروکی مسیر مانسی

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 7:26 |