تبليغاتX
دیواره بلند و انگشتان سرمازده

من تا حالا تو تست آمادگی جسمانی رد نشدم. در تست آمادگی جسمانی باشگاه دماوند هم قبول شدم . اون سال جمعیت زیادی به عنوان اعضای آزمایشی پذیرفته شدند . حدود ۱۰ اردیبهشت دوره مقدماتی برف برگزار شد .در یک برنامه ۳ روزه .

اونجا خیلی آدما بودن که بعضی ها الان بین ما نیستند وبعضی اسطوره شدند .

از کار آموزا : خودم شهرام عباس نژاد . سلمان محمدی . پیام کارگری . علی نظری و خانومش . ویکتوریا کیانی راد. مهناز اکبری . پرستو ابریشمی . مهدی پاشا زاده . حسن ذوالمجد . امیر احمدی . علی رحیمی .بهمن پایدار.معصومه داداشی . علی رضا اشتری . شیما شادمان . عنایت معصومی .زلیخا جوادی و.....

از مربیان : علی پارسایی . سلیم شالوم . بهنام ناصحی . پیمان ثروت . امیرحسین جابر انصاری . عباس علی نژاد . شروین آریانفرد و .....

دوره جالب و آموزنده ای بود هرچند که به علت عدم وجود مجوز دوره و رسمی بودن مربیان(هرچند کار بلد بودند )مدرک ندادند به ما ..

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 7:45 |

بعد از برنامه غار کهک باز هم رفتم به باشگاه دماوند.حالا دیگه فرم عضویت سال بعد را هم پر کرده بودم .اینبار مواجه شدم که شروین آریانفر برنامه یخ نوردی آبشار روته گذاشته .با افشین یوسفی صحبت کردم اون منو برد پیش شروین اونم با کمی سوال منو قبول کرد.

یادم رفت بگه که اون سال از اول سال من رفتم سالن زنده یاد داوودی با کامران اندامی سنگ نوردی سالنی تمرین کردم و کمی حضور ذهن داشتم در مورد صعود - فرود و......

در این برنامه با دوست عزیزم سلمان محمدی و نیز بابک خدرلی آشنا شدم . سلمان زیبا صعود کرد اما من نه .

کم کم خودمو آماده عضویت در باشگاه کردم .

اون سال تعداد داوطلبین زیاد بود واسه همین هیات مدیره تست از ما گرفت . تست آمادگی -جسمانی(تست کوپر+) . این تست در ورزشگاه حیدرنیا انجام شد .اونجا شهرام حنیفه پوررا و مصطفی کوری رفیقشو برا دفه اول دیدم . شهرام با استرچ دوید و همه میگفتند از سنگ نوردای باشگاهه و من چقدر به سنگ نورد بودن در باشگاه حسرت خوردم....

ادامه دارد.....

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 7:44 |

اون برنامه به خوبی انجام شد و خبرش در دانشگاه پیچید.طبعا سال بعد برنامه های بهتری گذاشتیم مثل سبلان با حضور امیر حسن روحانی و حمید ارجمند (البته سید مجید موسوی و منصور افشین زاد هم همراهیمون کردن).وکلی برنامه صعود به توچال و یک صعود نا موفق(تا ۵۲۰۰ متری )قله دماوند با حمید ارجمند .

البته لوازم ما از نظر شما که الان کوه نوردی میکنید کمی خنده دار بود .

ازقضای روزگار این باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند صاف روبروی خوابگاه دانشگاه تربیت معلم بود که من گاهی میرفتم شب اونجا و پیش دوستام میموندم .همیشه آرزوم بود برم ببینم چه خبره اونجا....

همون ایم من در محل کارم با یک حسابدار رفیق بودم به نام فرهنگ قیصری . اون یه بار اتفاقی به من گفت برادر زنش عضو هیات مدیره باشگاه دماونده و منو میتونه معرفی کنه(سال ۷۸)منم بعد از مدتی اینو ازش خواستم .(اسم برادر زنش رضا بود فامیلیش یادم نی شاید صدقی بود)

یه دوشنبه رفتم پیش رضا و اون منو به سیاوش محمد ولی زاده معرفی کرد تا باهاش برم ریزان(زمستان).سیاوش با احتیاط همیشگیش منو پذیرفت اما من نرفتم.چرا؟ .... نمیدونم.

اما هفته بعدش در برنامه غار کهک به همراهی حمید ارجمند شرکت کردم.آخه کمی خجالت میکشیدم .تو اون برنامه افشین یوسفی. رحیم دانایی .کاظم فریدیان .پدیده آراسته پور. مهناز اکبری و خیلیای دیگه بودند .برنامه جالبی بود اینم برا خودش قصه ای داره که بعدا تعریف کردم شاید .

ادامه دارد......

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 7:41 |

آره داشتم ميگفتم سال 75 بود كه براي رصد رفته بودم آجين دوجين آخه اون موقع ستاره دنباله دارآسمان بود.اونجا خانواده رضي داشتند يك ساختمان ميساختند.تو فروردين 75 بود.طبق معمول مگه ميشد من جايي برم و از فضاش استفاده نكنم .با امير عباس رضي پياده رفتيم سمت وليان و كوه .

رضي گفت اينجا يه راه باستانيه از مازندران به تهران و از كلار دشت سر در مياره .همون موقع طرحشو ريختيم كه اين مسير را تجربه كنيم و من رفتم سراغ كسب اطلاعات و پيدا كردن نقشه. يه نقشه پيدا كردم به اسم تخت سليمان و علم كوه كه هنوزم تو بازار هست .البته در تمام مدت كوه هم مي رفتم با اميرمهدي كماري زاده،پرهام رضا زاده يزدي و......

بنا شد آخرين امتحان بچه ها كه تمام شد يعني 15 مرداد بزنيم .بعد امتحان تو گروه فيزيك دانشگاه تربيت معلم تهران و جلوي آزمايشگاه دكتر گلستانيان نقشه را انداختم رو زمين و مو به مو توضيح دادم . بچه ها عبارت بودند از : محمد شيخ الاسلامي(شيخول)،عليرضا كمالي،سيد هاشم موسوي،مهدي دانش دوست،امير عباس رضي ،.....فرقاني هريس كه جمعا با من شديم 7 نفر .بچه ها را مطمئن كردم كه از رو نقشه و طي سه روز ميرسونمشون

ادامه دارد......

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 7:39 |

آره. من یه دایی داشتم اهل گل گشت بود و عکاسی هم میکرد .از بچگی تشنه شدم باهاش کو برم.اما اون منو فقط حموم قجرا و حموم نقره میبرد .

گذشت تا حدود ۱۴ سالگی که کم کم جسور تر شدم و خودم تو روستاهای اطراف تهرون از هر تپه و کوهی بالا میرفتم اما اسمش کوه نوردی نبود.حدود بیست سالگی چند بار با دوستا مسیرای دربند و درکه و دارآباد را رفتم.گفتم دارآباد یاد دوست عزیز و باهوشم مخ بی نظیر علم محمد نورالهی حسابی افتادم که خونش دارآباد بود و اولین بار با اون رفتم دارآباد.

سعی کردم هیجان بیشتری به صعودام بدم بین مسیرها تراورس میکردم .از دربند به درکه-درکه به کلک چال و کلک چال به دربند ولی تنها بودم گاهی هم بعضی دوستان از دانشگاه همراهیم می کردن .......

ادامه دارد
+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 14:37 |