برا تنبلا اینجا هم مینویسم:
ضمنا این هیچ ربطی به اون کارتون دوران بچگیاتونم نداره..
هوا سرد بود و مه آلود
وانگشتانی سرمازده
در هنگامه حرکتهای سخت ودشوار
ودر کوبش های سهمگين طوفان
ناگهان تمامی انگيزه در هجوم سرما و خستگی از مسير دشوار گم شد
سقوطی ناگهانی و مهيب
و مرگ هم طناب
او به يکسر طنابی از ناکجا آويزان ناله زد
خدايا!
خدايا کمکم کن!
بدادم برس!
تويی تنها مددکار من در اين تنهايی..
خداوندش گفت:
آيا من تنها مددکار توام؟
آيا به من ايمان داری؟
گفت:
آری
گفت:
اگر چنين است طنابت را ببر
او فرياد زد:
نه خدايا من چنين نخواهم کرد
و به طنابش چسبيد محکم تر از قبل
***
***
***
***
***
***
***
گروه نجات روز بعد کوهنوردی يافت
منجمد
در حالی که تنها يک متر با زمين فاصله داشت.
آيا مطمئن هستيد شما بيش از اين فاصله داريد؟
(عین این مطلب قبلا در وبلاگ قدیمی ام بود .چون دوسش دارم بازم آوردمش)
البته جای اینو میبینم از همینجا از حسن نجاریان - افشین یوسفی - وبلاگ باشگاه دماوند و.... ذکر خیر بکنم که گزارشها و اطلاعات خوبی را روی اینترنت ارائه دادند. اما هنوز هم میتوان با ارائه گزارشات دقیق و خوب بر روی وبلاگها که ساده ترین کار ممکن است به دوستان دیگر که شاید مثل من و شما به افراد با تجربه و یا منابع مستند دسترسی ندارند کمک کرد تا صعودشان را مطمئن تر از همیشه انجام دهند . من خوشحال میشوم که به دوستانی که در این زمینه سوال دارند و یا نیاز به راهنمایی دارند کمک کنم.

