تبليغاتX
دیواره بلند و انگشتان سرمازده
هر چند آرزوهای بشر تمامی نداره و عمق و ارتفاعش نا مشخصه

گروه ترانگو
دره ترانگو (گروه ترانگو)


برج ترانگوی بزرگ
برج ترانگو ی بزرگ


این برج در کشور پاکستان ،منطقه قرقروم یخچال بالتورو و دره ترانگو واقع شده . ارتفاع فراز برج از سطح دریا 6286 متر بوده و در سال 1977 اولین صعود روی آن انجام شده است . البته من بزودی برگردان مطلبی در مورد این برج و مسیرهای روی آنها نشر خواهم داد(خدا بگم علی پارسایی رو چیکار کنه اولین بار منو با این منطقه آشنا کرد ).
+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 13:28 |

قله k2 در شمال پاکستان

بعد عمری که تو این مملکت کوهنوردی - سنگ نوردی -یخ نوردی و صعود دیواره بلند و یخچال انجام میشه متاسفانه هنوز 5% از مردم کشورمون حداقل با این کلمات آشنا نیستن و اونایی هم که آشنان اونو خطر محض میدونن . بارها شده که به دوستان شما که سنگ نوردی میکنن گفتن آقا بیا بی خیال این رشته برو سراغ یه ورزش که آدم حسابیا سراغش میرن .... حال وای به حال دیواره نوردی ، یخ نوردی بلند و صعودهای اکسپدیشن داخلی یا خارجی زیر 8000 یا بالای 8000 .
سالی حداقل 200 نفر در منطقه علم کوه صعود تابستانی خوب انجام میدن . سالهاست علم کوه پذیرای کوه نوردان و سنگ نوردان فوق العاده فنی ماست . چه ابر مردانی آنجا شهید شدن و هنوز ما بر فراز اندام یخ زده شان ثابت میکشیم تا به دیواره زیبای علم کوه برسیم .
در یک روز تعطیل حداقل 150 طول در منطقه پل خواب کرج صعود میشود . بند یخچال ،بیسوتون ، لجور ، اخلومد (دره ای سرتاسر دیواره )و ... را خودتان بهتر میشناسید اما چه کسی تا به حال جسارت کرد مردم را از طریق رسانه ها از کیهان بچه ها تا شبکه های ماهواره ای معرفی کند ؟؟؟مطمئن باشید حتی مستند سازی از دیواره نوردی هم سود دارد چون مردم از هیجان آن خوششان می آید . آیا کسی بود که فیلم حد عمود را ببیند و اعتراض کند که آقا چرا فرند را میخ و axe یا تبر یخ را کلنگ ترجمه کردند؟؟؟ در فیلم حد عمود هزاران ایراد فنی وجود داشت چه قبل از دوبلاژ و چه بعد از دوبلاژ که بد تر هم شد.
متاسفانه جوی در ورزش وجود دارد که ناشی از روحیه رقابت طلبی و تمایل به نمایش شخصی است که این اصلا با منش کوهنوردی سازگار نیست ، اما متاسفانه این نه تنها جلو پیشرفت و اشاعه کوهنوردی را میگیره بلکه وضعه فعلی آنرا نیز بغرنج مینماید .
این مقدمه که گفتم به علت پخش مستندی در شبکه 4 سیما بود که آقای رضا نظام دوست ساختند و کاظم فریدیان و صعودش را هر جند اندک معرفی کرد ، اما دوستانی که نه کوهنوردان قابلی هستند و نه فیلمسازان کوه ساز و نه هیچ چیز مفید دیگری معترض به هزار محل اعتراض شده اندحال آنکه معترض اصلی و صاحب حق خود از اعتراض اولیه خودشان به علت قال یک عده هوچی پشیمان از اعاده حق شدند(از اینجا با یک کلیک به وبلاگ گروهپویای مشهد بروید).
من توجه این دوستان را خواستم به این موضوع بکنم که کلماتشان را در راه معرفی کوه نوردی استفاده بکنند و گرنه این گونه کلمات خسته کننده فقط مشتری وبلاگ را گم میکند (اگر قصد کمکی به کوهنوردی ایران دارند)و من هم دیگر استفاده نخواهم کرد . به فدراسیون کوه نوردی و سایر دوستان هم که دستی برآتش دارند پیشنهاد میکنم سعی در معرفی کوهنوردی در رسانه های مختلف (مخصوصا دیداری )بنمایند که تبلیغات در جنب کوهنوردی منبع درآمد خوبیست و این در کشور ما رشد نکرده هرچند معرفی قسمتهای گمنام ورزش ما به خودی خود جذب بودجه میکند چون احساسات و هیجان بینندگان را بر می انگیزد.راستی بد نمی دانم که نکاتی که آقای ثابتیان در اینجا متذکر شده اند را ببینید . ضمنا آقای فرشید فاریابی هم در اینجا نوشتار مفصلی آورده اند .

کاش دوستان سعی کنند رقابت واقعی را در کوهستان به نمایش بگذارند و کار ستانی بی بدیل نمایش دهند. (فیلم و عکس و گزارش برنامه هم یادشون نره تا مثل من مجبور نشن عکس از سایت دیگران کش برن)



+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 8:5 |
روز جهانی کوهستان : لطفا به آینده کوهستان بیشتر فکر کنید


عکس قله توچال برگرفته از وبلاگ آقای ثابتیان
 
+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 6:37 |
مدتیه که میخوام مطالبی در مورد کارگاه ها در سنگ نوردی بنویسم . البته با عنایت به اینکه رشته تحصیلی من در دانشگاه فیزیک حالت جامد بود .پایان نامه مربی گری درجه 3 سنگ نوردیم را در زمینه محاسبه امنیت کارگاه ها بر اساس زاویه اونها نوشتم بد ندیدم که دانسته هامو یکبار دیگه بنویسم .البته قبلا یکبار در کنگره سنگ نوردی سال 80 اخلمد و یکبار هم در بازآموزی مربیان سنگ نوردی در کرمانشاه این مطالبو کم و بیش ارائه کردم. البته لازمه که بگم رشته سنگ نوردی رشته ای است که خیلی واضح به فیزیک مرتبط است و ناخداگاه شما پس از مدتی سنگ نوردی حتما با گرانش ، اصطکاک و استفاده مفید از آن ، استفاده از عمل و عکس العمل نیروها در جهت گرفتن گیره ها و صعودهای تنوره ای ، نیروی ناشی از سقوط ناگهانی به ابزار ، ابعاد بزرگی نیروها و تحمل ابزارها، کشسانی و...... آشنا میشوید شاید خیلی بهتر از یک فیزیکدان . من میخوام با نشر این مطلب دریچه ای جدید را به روی دوستان عزیزم باز کنم چون که اعتقاد دارم اطلاعات کافی از اتفاقاتی که برای ابزار و ما در طی یک حرکت رخ میدهد باعث جسارت بیشتر خواهد شد ضمن اینکه سلامت ما را هم تضمین میکند . البته شاید یک دفه نتونم مطلبمو کامل کنم. و چند وقتی طول بکشه .

علی رغم نقطه نظرهای مختلفی که در زمینه تقسیم بندی کارگاه ها وجود دارد من اونا را از دو دیدگاه تقسیم بندی میکنم که به نظرم اهمیت بیشتری دارند :

1- از حیث ابزار ارتباطی استفاده شده در ایجاد کارگاه

2- از حیث آزادی یا عدم آزادی در تغییر جهت



تقسیم بندی از حیث ابزار ارتباطی استفاده شده در ایجاد کارگاه

یک کارگاه (anchor) را بر اساس ابزار رابط استفاده شده به دو نوع دینامیک و استاتیک میتوان تقسیم بندی نمود .
شما ممکن است براساس داشتن امکانات کارگاه خود را با یک تکه طناب دینامیک ایجاد کنید که این کارگاه به علت دینامیک (دارای کشسانی )بودن ابزار رابط طبیعتا دینامیک خواهد بود . از مزایای این نوع کارگاه کاهش نیروی وارده به ابزار نقاط ایجاد کارگاه(نات ، میخ،گوه،فرند و....)به علت اتلاف نیروی وارده به اندازهF= kx ( اینجا اتلاف نیر ویعنی W=kx2/2 به درد ما میخوره)K در طناب تقریبا برابر با درصد کشسانی آن میباشد و x نیز میزان کشیدگی طناب است .
طبیعتا جایی که شما میانی حساس دارید یا اجبارا سنگ ضعیفی برای ایجاد کارگاه انتخاب کرده اید این نوع کارگاه کمی به شما قوت قلب میدهد .

اما غالبا ما از ابزار استاتیک مثل تسمه ها، زنجیر و سیم بکسل در ایجاد کارگاه استفاده میکنیم که این به علت راحتی در استفاده ، ارزان بودن و استحکام بیشتر است . اما میتوانید با خیال راحت مطمئن شوید همان نیرویی که به ابزار حمایت آویزان به کارگاه وارد میشود مستقیما به نقاط اصلی کارگاه میرسد بی کم و کاست.اما نگران نباشید با یک کارگاه درست همانطور که تا حال مشکل نداشتید از این به بعد هم نخواهید داشت.چون اصل اساسی در ایجاد کارگاه کاهش نیروهای وارده به نقاط کارگاه میباشد ، که این دقیقا همان نکات فنی هست که شما میدانید مثل کم کرده زاویه بین بازوهای کارگاه و انتخاب جهت درست.


تقسیم بندی از حیث آزادی یا عدم آزادی در تغییر جهت

یک کارگاه را بر اساس آزادی یا عدم آزادی در تغییر جهت نیز تقسیم می کنند . کارگاهها گاها توسط یک گره جهتشان محدود میشود . علت این محدودیت میتواند جهت ابزار گزاری ، جلوگیری از کاهش طول بازوها و .... باشد.به این کارگاه تک جهت ( one direction) اطلاق میشود . در استفاده از یک کارگاه تک جهت خیلی باید احتیاط کرد .چون به علت کمی انحراف نیروی وارده یک بازو حذف میشود و نیرو یکجا فقط به بازو و متعاقبا ابزار آن وارد میشود . این کارگاها نیز میتوانند به نوبه خود استاتیک یا دینامیک باشند. از مدلهای پر مصرف این کارگاهها میتوان از کارگاههای زنجیر با یک حلقه در دانه های زنجیر یاد کرد . یکی از استفاده های مفید کارگاه تک جهته در صعود های تمرینی (قرقره) است .

معمولا ما از کارگاههای چند جهته(multi direction) استفاده میکنیم. این کارگاه ها توسط تاباندن ابزار رابط(مثل تسمه یا تکه طناب حلقه شده ) ایجاد میشوند و دارای درجه آزادی بالایی هستند. طبیعتا یک کارگاه چند جهته و دینامیک خیلی کارگاه خوبیه . اما اینروزا غالبا اگر بنا باشه موقتا کارگاه بزنیم چند جهته استاتیک میزنیم چون تسمه های دوخته شده کارو راحت تر کردند .


ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 7:27 |
قله دماوند نماد ایران

دوباره میسازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش

ستون به سقف تو می زنم اگر چه با استخوان خویش

دوباره می گویم از تو گل به میل نسل جوان تو

دوباره می شویم از تو خون به سیل اشک روان خویش



اگر چه صد ساله مرده ام به گور خواهم ایستاد

که بر کنم قلب اهرمن به نعره آنچنان خویش

اگر چه پیرم ولی هنوز ، مجال تعلیم اگر بود

جوانی آغاز میکنم کنار نو باوگان خویش

شاعر این شعر زیبا خانم سیمین بهبهانی هستند.
 
+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 و ساعت 14:27 |
'گرده آلمانها یخچال غربی و علمچال وعلم کوه از تخت سلیمان

 
مرداد ماه امسال پس از گذشت ۵ سال از اینکه من ( شهرام عباس نژاد ) و شهرام حنیفه پور مسیر زیبا و فنی ۴۸ لهستانیها را روی دیواره علم کوه صعود کرده بودیم باز هم تصمیم به صعود مشترک دیگری از مسیر گرده آلمانها گرفتیم جالب اینه که من مسیر تابستانی ۵۲ لهستانیها - شکوه و ۴۸ لهستانیها و نیز صعود موفق مسیر زمستانی دیواره شاخک(کتیبه ای) را در کارنامه دارم و شهرام نیز صعود فرانسویها و ۴۸ را در پرونده داشت اما هنوز صعود گرده آلمانها قسمت نشده بود . طبق معمول قبل از شروع برنامه از نظرات مربي و دوست عزيزم علي بارسايي نيز بهره مند شدم . منو شهرام نيز صعود ها و خاطرات خوبي داريم كه خواستيم و ميخواهيم تكرارشون كنيم ميشه گفت يه جورايي از روش صعود همديگه لذت ميبريم.

 

 

قرار مدار اولیه جلوی در متروی دروازه دولت و پس از پیاده روی از چهار راه ولی عصر تا سر سعدی گذاشته شد و به این نتیجه رسیدیم که ما واقعا به این صعود نیاز داریم . تاریخ اولیه برنامه ۴ مرداد ماه در نظر گرفته شد یعنی ۱۰ روز بعد از قراراولیه که این تاریخ پس از تماس تلفنی با پناهگاه رودبارک و شنیدن وضعیت بد آب و هوای منطقه با دو هفته تاخیر به ۱۷ /۵ /۱۳۸۶ موکول شد . بنا شد مسوولیت وسایل فنی و حمل و نقل با من و مسوولیت خوراک وچادر با شهرام حنیفه باشد . طرح اولیه برنامه به صورت زیر بود:

 

چهارشنبه 1386/5/17 : حرکت از تهران به رودبارک - ساعت ۱۶

پنج شنبه 1386/5/18 : حرکت از رودبارک به بریر و متعاقبا به علم چال - ساعت ۵
 
جمعه 1386/5/19 : حرکت از کف علم چال به گردنه شانه کوه و صعود گرده آلمانها

شنبه 1386/5/20 : حرکت از علم چال به سمت سرچال و پناهگاه رودبارک


 

چهارشنبه 1386/5/17 : حرکت از تهران به رودبارک

کمی با تاخیر به سمت رودبارک راه افتادیم و به علت ترافیک کرج وجاده چالوس حدود ساعت ۲۳:۳۰ به پناهگاه رودبارک رسیدیم . واضح بود که قاطر از یونیکورن هم نایاب تر بود و حتی بعضی کوهنوردهای منفعت طلب و طماع هم اضافی نداشتند تا با ما شریک شوند .

پناهگاه کوهنوردی رودبارک

پناهگاه کوهنوردی رودبارک

حدود ساعت ۱۲ و در حین شوخی های شهرام با بچه های یک گروه لر در سالن پناهگاه خوابیدیم تا صبح زود بیدار شویم .


 

پنج شنبه 1386/5/18 : حرکت از رودبارک به بریر و متعاقبا به علم چال

من ساعت ۴ با زنگ موبایل که به شارژ بود بیدار شدم . رفتم یک کتری بزرگ آب جوش آوردم تا همه استفاده کنند و شهرام رو هم با اینکه نق نق میکرد بیدار کردم . قبل از سوار شدن به نیسان یک گفتمانی هم با مش عین ا... (آقایان عین ا... - بیان و شیرزاد قاطرچی های رودبارک هستند ) و از او قول گرفتم بر حسب آشنایی یه کاری برای بار ما انجام بدهد . ما با یک نیسان و به همراهی بچه های خانه کوه نوردان تهران و یک گروهی که به تازگی از دل خانه درآمده به سمت بریر رفتیم .

 

پس از کلی سر و صدا در بریر به هر حال با حساب پول یک قاطر برای بار نیمه ما به هر حال بیان به ما اشاره کرد تا برویم و خیالمان راحت باشد (مبلغ ۴۵۰۰۰تومان). و ما خرامان را افتادیم .


اولین رخ دیواره علم کوه از سرچال

اولین رخ دیواره علم کوه بعد از گذر از پناهگاه سرچال



قاطر چیهای رودبارک در حال حمل بار زیر پناهگاه سرچال(روی قاطر شیرزاد)


کشتی سنگ اولین استراحت گاه ما بود و با یک گروه که میانگین سنی بالا تری داشت همراه شدیم و چاشتی خوردیم . جالب توجه بود که مسیر عوض شده و از مسیر زمستانی تا کشتی سنگ رفتیم و در حقیقت پیت سرا از مسیر حذف شده بود و تیر آهن که نقش پل روی آن آب وحشی داشت برداشته شده بود . 

 

ساعت حدود ۸:۱۵ به سمت بالای نفت چاک راه افتادیم و زیر سنگ چوپان به زور و اصرار به ما پنیر و نان داد . عجب پنیر بی نظیری ....

 

شهرام شیر بود و خوب راه میرفت من خیلی عقب تر از او بودم شاید ۴۵ دقیقه . من خاطرات سفر قبلی و همراهی اسماعیل متحیر پسند و مجید قاسمی را مرور میکردم حدود ۱۲ به سرچال رسیدیم . حدود ۱ ساعت بعد و بعد رؤیت قاطرها و اطمیتان از اینکه بالاخره بارها را میاورند یه علم چال به سمت بالا راه افتادیم . هوا کم کم اخمو شد و تگرگ میامد ولی آزار دهنده نبود . من وقتی رسیدم نایستادم و یکسر از زیر پناهگاه خربه به سکو رفتم . بعد از چرخ زدن برگشتم و به شهرام ملحق شدم .


چادرهای کف علم چال

چادر های بر پا شده کف یخچال علم چال


خیلی زود چادر برپا شد چادر خیلی مبتدی بود . دونفره - دوتیرکه - فایبرگلاس - یک پوش(اینها علامت یخ کردن و خیس شدنه حتی تو تابستون ) . کم کم غذایی خوردیمو و ..... من پس از نظافت و گزارش نویسی و ...... خوابیدم یا علی از تو مدد .

 

جمعه 1386/5/19 : حرکت از کف علم چال به گردنه شانه کوه و صعود گرده آلمانها

دیواره علم و آفتاب
 صبح دیواره علم کوه - آفتاب دقایقی بیش اجازه نگاه به این دیواره زیبا را ندارد



ساعت برای ۵ تنظیم کرده بودم و از همان موقع در تقلای راه انداختن شهرام بودم . اما او اصلا حال صعود نداشت . خوشبختانه در چادر بقلی هم همین موضوع جریان داشت و من با حمید رضا که تا حال بلند کار نکرده بود ولی اراده کرده بود تا گرده را صعود کند آشنا شدم . ساعت ۷:۳۰ به سمت گردنه شانه راه افتادیم. ساعت ۹ روی گردنه بودیم. در زمینه عکس زیر و پشت سر من یال شانه کوه تا یخچال غربی دیده میشود :


شهرام عباس نژاد و حمید مختاری روی گردنه شانه کوه

گردنه شانه کوه : من(راست) به همراه حمید



شهرام عباس نژاد گردنه شانه کوه

من و مورو جوجو عروسکه البرز و پشت سرم شهرام حنیفه و یخچال غربی


ساعت تقریبا 9:30 بود که صعود گرده آلمانها با در گیری فنی با سنگهای خفته شروع شد . حمید جلوتر روی سنگها میدوید و من با کمی فاصله از پشت او .


 


تا دو رکابی راحت روی سنگها بدو .اینم طناب ثابتی روی مسیره


 



گفتم که راحت بدو رو سنگا باور نکردی ،اینم طناب رو کوله حمید


 


اینم من که با سنگای علم کوه حالی میکنم بی حساب


حدود 200 متر بالا تر به یک شکاف ریز خفته رسیدیم که وسطش میخی برگی خورده بود . به نظر حمید ساده اومد اما تشخیص من چیز دیگری بود و گفتم من اول میروم. دست به سنگ شدم (با حمایت حمید) و بعد از دو حرکت مجبور شدم با تسمه 60 سانتی یک رکاب بزنم .حمید اول خندید اما موقع صعود بود که فهمید اوضاع از چه قراره (حرکت زدن توی ارتفاع و با گیره اصطکاکی یا ناخونی خیلی متفاوت از حرکت زده در ارتفاع 20 متریه).

 

بعد از این به یک کنج خیلی زیبای زرد رسیدیم که تا دو رکابی ادامه داشت و لذت صعود دیواره بلند رو توم زنده میکرددددددددددددد:


جون من این کنجه جالب نیست؟


پای دو رکابی یه نفسی گرفتیم و چند عکس انداختیم . منظره باحالی بود و نیم مسیر تقریبا صعود شده بودددددددددد. اینم از دو رکابی:::


چند رکابی؟

ما که نفهمیدیم چند تا رکاب؟؟


نکته ای که در اینجا لازم به ذکر میدانم اینست که میگویند گرده آلمانها علامت گذاری شده و مسیر کاملا مشخص است .اما برای کرده ای که برای اولین بار صعود میکند پیدا کردن مسیر کمی هشیار ی میطلبد . البته یک علت شاید این بود همانطور که در عکسها دیده میشود تغییرات آب و هوایی سال گذشته منطقه تخت---- سلیمان را هم تحت تاثیر قرار داده و خط برف را مجددا پایین آورده . ضمن اینکه تمام کنجها مملو از برف بود که گاها صعود را سخت میکند . ما شنیدیم که حسن نجاریان امسال بعد از صعود گرده گفته صعود کنندگان چکش یا تبر یخ همراه داشته باشند که حرفی منطقی بود هر چند ما فقط چکش سنگ داشتیم.

داش حمید در حال صعود یک کنج زیبا


 

بعد از چندین بار به چپ و راست رفتن در حین صعود در شکافهای مورب به سنگ سماور رسیدیم (زیبا ترین جا در محدوده علم چال از سیاه کمان تا گرده آلمانها) . واقعا از بودن کنارش لذت بردیم اما فارق از اینکه هیچ لزومی ندارد با آن همه مشکلات و زحمت از میان حجم زیاد برف خودت را به آن برسانی و مستقیم باید صعود کنی از سمت چپ آن .

سنگ سماور

هي نیفتی......!( سنگ سماور از هرجايي نيگاش كني زيباست لازم نيس تا اينجا بياي بالا!!!!!)

 

سنگ سماور از یک زاویه دیگه!!

حجم زیاد برف در مسیر کار را سخت ، علائم مسیر را مخفي و پیشروی را کند کرده بود


من کمی بالای سنگ سماور تلاش کردم که مسیر رفته را بر نگردم اما این جز زیاد کردن دردسر به علت وجود برف و سخت تر شدن مسیر نداشت و این حدود1.5 ساعت ما را معطل کرد .

شهرام عباس نژاد در حال صعود فری در ارتفاع تقریبا 600 متر از کف یخچال

 

عبور نفس گير از پله هایی که انگار برای غولها ساخته شده بود(در طول آخر)



حمید مختاری همنورد من زير تگرک ، کولاک و برق ، در كارگاه طول آخر گرده آلمانها دیده میشود


من به بیرون مسیر رسیدم ،در حالی که هوا خراب بود .نشستم به حمایت حمید تا از مسیر بیرون بیاید.کمی ایستادم تا جایم را درست کنم که دیدم همه چی در اطراف سرم ویز ویز میکند .تا به حال هیچگاه اینچنین با برق مواجه نشده بودم . در حینی که ابزار فلزی را داخل کوله کردم و از خودم دور میکردم فریاد زدم حمید برق.
بعد از بیرون آمدن حمید سریعا جمع کردیم و از خط الراس دور شدیم ساعت نزدیک 5 بود . انقدر هوا خراب بود که نذاشت در لذت صعودمان غرق شویم ...


فرود و صعود بين قله هاي شاخك سخت است اما نه به اندازه سیاه سنگها ..



پناهگاه سیاسنگها

پناهگاه سیاه سنگها و یک بطری آب !؟!؟


قله شاخک

شاخک زیبا و سر افراز از سوی علم کوه اینجوری دیده میشه..


کمی ارتفاع کم کردیم و هوا بهتر شد . خیلی عالی . سریع به سمت شاخک ها و پناهگاه سیاه سنگها رفتیم . البته واضح بود که به تاریکی میخوریم و باید در پناهگاه بخوابیم اما حمید اصرار کرد که به پایین برویم . من خسته هم شده بودم . باید استراحت میکردم . به هر حال تا قبل از غروب با او رفتم تا اول فرود از سیاه سنگها و لای دو تخته سنگ من بیواک کردم و او رفت . از او هیچ خوردنی هم نگرفتم به امید اینکه خرما در کوله من است اما شهرام حنیفه در آخرین لحظات خرما را در کوله خودش گذاشته بود . حمید کیسه خواب کوچکش را برایم گذاشت و با عذر خواهی راهی شد هرچند من با این کار او به هیچ وجه موافق نبودم . من چندین بار بیواک کرده ام . دو شب در بیستون . دو شب روی دیواره ( قمقمه و 15 متر زیر دوجورابی) ترسی از بیواک نداشتم و البته هوا هم با محاسبات من خوب بود .



تصویر همنوردی که رفت و در تاریکی گم شد


با تاریک شدن هوا ، کم کم سرد شد و از سمت جنوب باد سردی میوزید .با یاد آوری برق چند ساعت پیش وسایل فلزی را از خودم دور کردم وبه سه شماره خوابیدم . گاهی بیدار میشدم دورم را بررسی میکردم .



شنبه 1386/5/20 : حرکت از علم چال به سمت سرچال و پناهگاه رودبارک

ساعت 2 بیدار شدم و دیدم عجب کورانی است و اطرافم از برف پوشیده شده و کمی نگران تا صبح سر کردم .

اما نمیدانید آن لحظات تنهایی چه لحظات عجیبی بود (همانطور که همیشه هست ) . آغاز کوهنوردی من با همین لحظات بود . لحظاتی که فقط خودت هستی و خدا و تکلم در عمق قلب و نگرانی ها .


علم چال

هوای علم چال بهتر از هوای جبهه جنوب و ارتفاع بالا بود


مورو جوجو عروسک پسرم البرز
مورو جوجو عروسک بیچاره پسرم البرز که شب را بیرون کیسه خواب سرکرد

ساعت 5 با سر زدن روشنایی دیدم هوا پایین بهتر از بالاست و گازشو گرفتم روبه پایین . واقعا دلم برای حمید میسوخت که چه طور در تاریکی از این شیب و مسیر گند پایین آمده .صعود دیواره به مراتب از فرود سیاهسنگها راحت تر است .

شیب زیر سیاه کمان
فرود از شیب زیر سیاه کمان حتی توی روز هم دشوار و خطرناک است


رسیدن کف یخچال باحالترین احساسی بود که داشتم و رسیدم . از دور گرای چادرها را گرفتم بدو رفتم . دلم میخواست زودتر برگردم و برم و تموم کنم برنامه را.دلم برا همسرم و پسرم البرز خیلی تنگ شده بود آخه دو هفته بود ندیده بودمشون و از اینجا مستقیما میرفتم تا ببینمشون . بین راه به یک چادر از بچه های کردشتان برخوردم که وسط یخچال و روبرو سیاه کمان چادر زده بودند . بیدارشون کردم و باهاشون چاق سلامتی کردم . اونا هم ازم اطلاعات گرفتند . تا از سیاه کمان صعود کنند .


کف یخچال علم چال

کف کف یخچال

به محل چادر ها رسیدم با سرو صدا بچه ها رو بیدار کردم . ظاهرا دیشب شهرام نگران من شده بود (خیلی((:) و مجید قاسمی هم جای من خوابیده بود . با مجید خاطره زنده کردیم و کسی صدا زد اوهوی آقا یه گرده صعود کردی چقدر شلوغش میکنی ، استاد حسن جواهرپور بود که صدامو شناخته بود و شوخی داشت میکرد . او بچه های علم و صنعت وپلی تکنیک تهران رو آورده بود منطقه .سریع چیزی خوردمو بچه ها رو راه انداختیم سمت پایین . کوله ام سنگین و نامتوازن بود . از نیمه مسیر یخچال تا سرچال حمید کمک کرد کوله ام را کشید. البته میشد صبر کرد بارها رو با قاطر پایین برد اما این مستلزم یک روز وقت اضافه تر بود ولی من میخواستم حتما تا شب خانواده ام را ببینم .


من و حمید کف یخچال قبل از برگشت
من و حمید کف یخچال

در سرچال چیزی خوردیم و دوباره راه افتادیم . من از همه عقبتر بودم خیلی فاصله داشتم با بچه ها از دور به شهرام حنیفه فحش میدادم و میرفتم ..... خیلی دیرتر از بچه ها رسیدم به کشتی سنگ . در طی راه دو تا از بچه های قم یک باتوم پتزل دادند تا جای خالی باتوم گبل گمشده در یخچال مرا پر کند ( کاش اسمشون را میدانستم تا از همینجا از ایشان تشکر کنم) .


شهرام حمید شهرام
من حمید و شهرام جلو پناهگاه سرچال

یک چیزی که بعد از صعود گرده همش تو ذهنمه بگم اینه که دیواره نوردایی که دفعه اول میرن علم کوه رو صعود کنند اگر یه دستی به گرده بزنن (البته به نظر من) خیلی تاثیر تو راحتی صعودای بعدیشون داره . یه چیزی تو گرده هست که رو مسیرای دیواره کمتر دیده میشه اونم امکان صعود طبیعی آسون با همه خواص دیواره علم. انگار یه جورایی برای تمرین تک حرکتهای روی دیواره است .

ضمنا بعضی از این کوه نوردای قدیمی و جدیدی برای این که ارز ش کارشونو بالا ببرن الکی خالی میبندن و بعضی مسیرهای زیبا گیر بلوف هاشون میوفتن مثل مسیر 52 اصلی که به خاطر بلوف های دو سه نفر 20 سال صعود نشد ولی شما بدونید : مسیر گرده برف داشت اما نه انقدری که کلا بزنی زیر همه چی و برنامتو کنسل کنیو ....




ادامه دارد

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در شنبه دهم آذر 1386 و ساعت 13:34 |

   شعاعي با كسب 38 راي موافق از مجموع 41 راي قاطعانه به عنوان رييس فدراسيون كوهنوردي و صعودهاي ورزشي انتخاب شد.



 

به گزارش خبرگزاري فارس، مجمع انتخابات رياست فدراسيون كوهنوردي صبح امروز به رياست كيومرث هاشمي، رئيس مركز توسعه ورزش قهرماني در محل آكادمي المپيك تشكيل شد كه در جريان آن شعاعي بيشترين آرا را بدست آورد.
در اين مراسم كامبيز بابايي و جواد گياه شناس به نفع شعاعي كنار رفتند و سيد احسان منصوري كه از ميان 48 راي دو راي موافق را به خود اختصاص داده بود به نشانه اعتراض جلسه را ترك كرد.
رضا ليامي و رضا ابريشم‌كار ديگر نامزدهاي احراز اين پست بودند كه ابريشم كار يك راي موافق بدست آورد.

به نوبه خودم برای آقای شعاعی آرزوی موفقیت میکنم .

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در چهارشنبه هفتم آذر 1386 و ساعت 16:43 |

مدتی پیش داشتم آمار وبلاگمو نیگاه میکردم. دیدم روز قبلش یکی وبلاگ منو برای آمادگی جسمانی در کوه نوردی در حین سرچ دیده .

تصمیم گرفتم که از این به بعد یه چند جلسه ای به این موضوع بپردازم . هر چند که مربی و دوست عزیزم سیاوش محمد ولیزاده اعتقاد داشت بهترین بدنسازی برای کوه نوردی خود کوه نوردیه . ومن هم این اصلو کاملا قبول دارم . البته کوه نوردیه اصولی.

بدن یک کوه نورد نیاز به استقامت عضلات (از انگشتان تا قلب)و آمادگی مفاصل دارد. که باز مورد دوم نیز به مورد اول بر میگردد .

از نظر من کوه نوردی یک زندگیست و یک عمر ما باید از آن لذت ببریم نه اینکه در دوران پیری نتوانیم قدم از قدم برداریم . یادی میکنم از آقای حاج محمدی که در سن ۶۰ سالگی نیز برنامه سرپرستی میکرد .

بعضی عضلات در صورت ضعف باعث آسیب دیدگی مفاصل میشوند و اینها برای یک کوه نورد بسیار اهمیت دارند مثل ساق پا ومچ . چهار سر زانو و مینیکس زانو .فیله و کمر .

البته استفاده از وزنه های سنگین در تقویت عضلات جنب مفاصل اصلا منطقی نیست و باید احتیاط نمود (حتی المقدور زیر نظر یک مربی بدنساز با قید اینکه بگویید کوهنورد و سنگ نورد میباشید ).

دسته دوم عضلاتی هستند که در طی فعالیت شما به توان آنها نیاز دارید مثل قلب .ساعد . پشت بازو . ران . شکم . گردن . کتف که تمامی آنها بصورت یک بافت فشرده نه منبسط مورد نیاز میباشد .

اما موردی که مخصوصا در تمرینات مداوم سنگنوردی باید مد نظر داشته باشید پیش بینی دوران استراحت برای عضلات میباشد . مثلا برای هر ۴۵ روز تمرین مداوم حتما ۷ تا ۱۰ روز استراحت میکردم . این به نظر خیلی از ورزشکاران و صاحب نظران علم پزشکی ورزش مانع از آسیب دیدگی حین فعالیت و تمرین میشود و در سنگ نوردان مخصوصا برای سلامت رباط ها و تاندونها مفید میباشد .


+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت 10:52 |
با توجه به برنامه تابستان سال آینده من روی یکی از مسیرهای خاص دیواره علم کوه من دنبال یک هم طناب میگردم .

هم طناب من باید مرد بوده و حداقل در حد دوره کار آموزی پیشرفته سنگنوردی اطلاعات و توانایی داشته باشد ، آشنایی کامل با یخ و برف و کوهنوردی درمنطقه علم کوه لازم است.طبیعتا عضویت در گروه یا باشگاههای کوهنوردی  آشنایی با صعودهای مصنوعی و صعودهای بلند در اولویت میباشد .

    لازم به ذکر میدانم که بگم :

من توسوابقم عضویت در باشگاه دماوند که افتخاری بزرگ میدونمش را یدک میکشم .مدتی مشاور کمیته کوه نوردی فدراسیون بودم مدتی هم مسوول مسابقات طبیعی کمیته فوق که اهمیتی نداره .

 مسیرهای ۴۸ لهستانی ها - ۵۲ لهستانی + شکوه را روی دیواره علم صعود کردم .در تیم صعود به دیواره شاخک زمستان ۸۰ اونو هم صعود کردم . در اخلمد نیز مسیر باز کردم. بعضا گارگاه های پل خواب (مخصوصا آگر )را تعمیر کردم.یه بار هم مسیر یال سخت را در بیستون صعود کردم .


+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در دوشنبه پنجم آذر 1386 و ساعت 10:31 |