
میدونید چند وقتیه میخام سر یه صحبتیو باز کنم اما وقت نمیشه . من رابطه ام با شکار بد نیست. تعجب میکنید نه؟ معمولا کسایی که کوه میروند با شکار میونه خوبی ندارند . اما حقیقتا خطر واقعی چیه ؟ شکارچی ،شکارکش یا زندگی روزمره ما؟
شاید لازمه توضیحاتی بدم هر چند عقل سلیم ما ( به قول مرحوم انیشتاین عقل سلیم عبارتست از مجموعه اطلاعاتی که قبل از سن ۱۸ سالگی به ما میرسه!!)کاملا از معنای ظاهری کلمات فوق میتونه به عمقشونم پی ببره :
۱- شکارچی : فردی که دارای اسلحه مجاز بوده ، مجوز حمل اسلحه را دارد و مجوز شکار مناسب اسلحه خود را در زمان مشخصی از سال و به تعداد مشخصی دارد .
۲- شکارکش : فردی که یکی از مجوزهای فوق را ندارد،با اسلحه نا مناسب یا بیش از برآورد شکار کند و یا در فصل غیر مجاز شکار کند . از نظر شکاربان و شکارچی او تنها یک قاتل است.
۳- تجاوز زندگی روزمره ما به حریم حیوانات : هنوز هم ما با شغالهایی روبرو میشویم که سر و کله شان در حاشیه مناطق شهری ظاهر میشود،هنوز هم در گذر از جنگل گلستان یک گراز ماده و چند توله را میتوان دید که با ترس و لرز از جاده عبور میکنند و ما بی اعتنا به تابلو قرمزی که عکس شماتیک یک گوزن خیلی بی دقت روی آن کشیده شده از فضای جنگل لذت میبریم .پناهگاه کوهنوردی و پاتوق کوهستانی میسازیم بی توجه به حیوانات کوچک و بزرگ .راحت روی دره طالقان سد بستیم بدون در نظر گرفتن میلیونها اکوسیستم زیر آن . برای امن کردن خطوط هوایی پرندگان را معدوم میکنیم و جاده ها را بدون در نظر گرفتن زندگی حیوانات گسترش میدهیم .
به همین نمونه آخری توجه کنید : جاده تهران - دماوند - فیروزکوه دقیقا از وسط چندین پارک جنگلی، منطقه حفاظت شده ، منطقه شکار ممنوع و ..... میگذرد . حیوان بدبخت گاها با سه پاره شدن محل زندگی روبروست و در جزیره ای بی آب ، بی غذا و یا بی سرپناه سرگردان است جزیره ای که ما بین جاده ها محصورشده و او مجبور است برای رسیدن به غذا یا آب جاده هایی که حتی آن تابلو گوزن بی مزه را هم ندارد قطع کند و صد افسوس که صدای ترمز هم ما را بیدار نمیکند و فقط فکر صافکاری ماشینمان هستیم .

راستی ساخت و ساز در لواسان ، فشم و .... را هم از قلم انداختم . دل زیبا پسند ما سرسبزی کوهستان را میپسندد (wow! that s nice)پس روی دامنه کوه ویلا میسازیم . با ماشین شاسی بلندمان گه گداری با ژیلا و میلاد سری میزنیم آنجا و چه لذت میبریم از دیدن چشمان وق زده یک شغال بدبخت و گرسنه که در دل شب چون گوهری میدرخشد . تازه به ژیلا قول میدهیم برای خاطر او تمام درختان و بته ها را میکنیم و فضای سبز درست میکنیم ،شاید هم یه استخر.. . در نهایت هم سم ،زباله و کثافت باقی میگذاریم و بر میگردیم.
در نهایت این آخر الزمان حیوانات است که با گشودگی اوضاع ما درآمیخته شده است و ما هم بی خیال فقط فکر سرخوشی خود . اصلا باور میکنید؟ در کشوری که آدمها فکر میراث 2500 ساله خود نیستند چگونه در طرحهای جزئی و کلانشان به حیوانات بیاندیشند؟ ما در شهرها پل عابر پیاده برای انسانها کم داریم حالا بیاییم کوریدور برای عبور حیوانات از جاده ها بزنیم؟
از شما سوال میکنم : شکارچی مجاز برای حیوانات خطرناک است یا زندگی عادی عادی ما ؟؟؟

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در شنبه یکم دی 1386 و ساعت
7:26 |