تبليغاتX
دیواره بلند و انگشتان سرمازده
بالاخره هم طناب جدیدم رو دیدم و باهاش صعود کردم. البته فقط ۵ طول : ۲ طول کلاهک سلام + نیش ترمز . ۳ طول چکش . سه طول اون سر طناب رفت دو طول من . کلاهک سلام رو ابزارگذاری رکاب زدیم .

دیواره پل خواب: چکش و سلام و نیش تروز

دیواره پل خواب: سمت راست مسر چکش - سمت چ کلاهک سلام و نیش ترمز

این هم طناب جدید من آقای نوید عظیمی که از خانه کوهنوردان کرجه و خیلی خوش تکنیکه :

نوید عظیمی در حال صعود مصنوعی کلاهک سلام

نوید عظیمی در حال صعود مصنوعی کلاهک سلام

خودم 

من در کارگاه نیش ترمز

مسیر نیش ترمز مثل مسیر دیگه مجید قاسمی یعنی فلاش تانک از طول دو شروع میشه از طاقچه ۱ چکش اما ایرادی در رول کوبی داره چون ابزار خور نیست و فاصله رول ۱ تا کارگاه هم زیاد .اما مثله مسیرای دیگه مجید قاسمی قشنگ .

نوید

نوید عظیمی داره خودشو برا فرود آماده میکنه.در زمینه عکس جاده چالوس و کافه ممد پل خوابی معلومه

مارمولک

ایشون تو کارگاه ۱ چکش به من سری زد

کلاهک طول 2 چکش

کلاهک طول دو چکش که نوید عظیمی سر طناب رفت

مجسمه سنگ نورد ....(منظورم پیر و خستس)

اینم یکی از مجسمه های قشنگی که یه کافه دار خوش سلیقه جلوی کافش تو پل خواب گذاشته 

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 8:51 |

هفته بدی رو گذروندم . وحشتناک .. یک صانحه اتومبیل سنگین . کوفتگی شدید بدنم و از همه چیز بدتر کنسل شدن برنامه پل خواب که بنا بود با هم طناب جدیدم نوید عظیمی برم .خلاصه با اصرار حامد مصلحی بنا شد صبح پنجشنبه ۱۲/۲/۸۷ یه تمرین سبک تو بند یخچال داشته باشیم .ماشین هم که نداشتم حامد اومد دنبالم .

      صبح ساعت ۷:۳۰ میدون سربند بودیم . هوای بی نظیری بود. نم نم بارون و لطافت هوا و کوهستان خلوت .تعدادی از بچه های دانشگاه تهران فقط تو مسیر بودند که ظاهرا کلاس سنگ داشتند.

هوای لطیف و بهاری مسیر توچال

نم نم باران لطافت خاصی به هوا داده بود

     از کافه ممد تهرانی یه فلاکس چای گرفتیم و به سمت بندیخچال راه افتادیم ،تو راه افشین که آخرین مغازه تو راه بنیخچاله و فکر کرده بود من مبتدی هستم خیلی اصرار کرد تمرین نکنیم چون هوا خنکه و باعثه آسیب میشه که درست هم میگفت . یکی از آسیبها در ورزش گرم شدن عضلات و خنک شدن ناگهانی اوناست.

     من میخواستم کمی روی دولفر تمرین کنم چون صعود مشکلتر برای بدن کوفته من مناسب نبود . اما دیدیم کار آموزهای دانشگاه تهران طناب رو سنگ آویزون کرده بودند .با صحبت با مربیشون که پسر گلی به نام هادی بود قرار شد تا اونا آماده میشن ما چند نخ صعود کنیم .حتی تعارف زدن از کارگاه و طنابشون هم استفاده کنیم که من تشکر کردم و خودم کارگاه زدم.

    مسیر دولفر (سنگ شکاف)که سمت چپ سنگ آینه واقع شده مسیر ۵.۹ جالبیه چرا که دایره المعارف گیره ها و حرکاته . مسیر خوبی برای بدنسازی سنگ نوردی و بالا بردن استقامته...

مسیر دولفربند یخچال

مسیر دولفر بند یخچال

     یک سری دو بار پشت هم و دفعه دوم ۳ بار پشت هم صعود کردم . حامد هم ۲ بار صعود کرد و بعد رفتیم سنگ پارس که یه دفعه دیگه توضیحاتشو میگم .کمی هم با حامد روی ابزار گزاری و صعود مصنوعی روی ابزار و هوک کار کردم و ساعت ۱۳ برگشتیم پایین .اینم عکساش:

حامد مصلحی

حامد مصلحی در حال صعود 

شهرام عباس نژاد

من(شهرام عباس نژاد) در حال صعود

حامد مصلحی

حامد مصلحی در حال صعود

    دست آخر هم صعودمون را با خوردن یه دیزی شریکی پیش هاشم آبشاری تو کافه عباد میعادگاه سنگ نوردای بیدل تهرونی پایان دادیم و برگشتیم پایین .البته با تله سیژ برا اینکه خسته نشیم .

هاشم آبشاری پسر مرحوم عباد آبشاری

هاشم پسر مرحوم عباد آبشاری

در حاشیه:

از خوبیهای مسیر گفتم اما: مسیر رول کوبی نیست اما با ابزار گذاری میشه صعود کرد که در نوع خودش جالبه و در حال حاضر به اتکای دوتا رول بالاش که به عنوان کارگاه کوبیده شده قرقره صعود میشه ولی در مقع در اومدن از مسیر از کارگاه بالاتر میروند که صحیح نیست .

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 8:10 |

کرماکوه

تصویر کرماکوه برگرفته از www.mountainzone.ir

قصه ورودی های ۷۹ باشگاه دماوند رو تا صعود قله دماوند به سرپرستی عباس علینژاد گفتم . بعد از اون برنامه برنامه های زیادی رفتیم تا به ۱۴ برنامه برسیم . صعود قله وروشت در تابستان برنامه جالبیه که به یاد میارمش.صعودی ۱ روزه از تهران تا قله و برگشت به تهران .از خاطرات زیبای این برنامه برگشت از قله توی شب بود و برخوردن به یک چوپان دست ودلباز مازندرانی که دوتا کیسه دوغ باز کرد و داد بچه ها خوردند . یادمه که نیمه شب رسیدم تهران و چون کلید خانه را جا گذاشته بودم از سر دیوار رفتم تو خونه تا  کسیو بیدار نکنم اما همسایه ای که فکر میکرد دزدم منو گرفت از سر دیوار کشید پایین .

    برنامه به یاد موندنی دیگمون برنامه صعود به کرماکوه بود .این صعود برای من دو ارزش داشت .یکی اینکه تونستم دومین بار علم کوه - دیواره و علم چال رو دورادور ببینم و دوم اینکه اسمم اولین ۱۵ مردادی بود که در دفتر یادبود پناهگاه رودبارک ثبت میشد.صعود جالبی بود در هوایی مست کننده .از بریر به بعد بیشتر در مه راه میرفتیم . با اینکه مستقیم از تهران رفتیم تا پای کار اصلا احساس خستگی نمیکردیم . همه غول شده بودند همه آماده هرنوع صعود با هر سختی اما با یک شرط : با سیاوش محمد ولی زاده . سیاوش تجاربش را کلام به کلام با تمام وجود به ما میداد.

    سایه قله کرماکوه نزدیک غروب آدم رو یاد نقاشی بچه ها مینداخت .شب برگشتیم خونه مش صفر بلد قدیمیه رودبارک خوابیدیم .اتاق جالبی پر قاب عکسها و یادبودهای تیم های مختلف از آغاز تا به حال .شاید نشود نقش مش صفر را در رونق رودبارک ندیده گرفت .فردا بنا شد بچه ها به جنگلهای عباس آباد بروند اما من مشکلی داشتم . باید به عروسی دوستم حمید ارجمند در ساری میرسیدم .ساعت ۴ صبح خونه مش صفر را به سمت تهران ترک کردم و از تهران با واهیک الماسی و سوریک باباخانیان (یادشون به خیر)به عروسی حمید رفتیم و صبح شنبه خواب آلود سر کار برگشتم پیش عابدیس نورخانیان (صاحبکار قدیم  من یک مرد صبور،عزیز و با شخصیت ).

   

 ادامه دارد.....

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 6:50 |