تبليغاتX
دیواره بلند و انگشتان سرمازده

خوب بالاخره تصمیم گرفتم یک گزارش تصویری از برنامه دیواره علم کوه امسالم روی وبلاگ بذارم . امسال از ابتدای سال به خاطر آرزوی نوید که دوست داشت ۴۸ لهستانیها رو صعود کنه برای اون برنامه تمرین کردیم . اما با فشار گروه کوهنوردی که نوید توش فعالیت میکنه و به خاطر اینکه یه قولی هم اونجا و به احسان پرتوی نیا داده بود برنامه در اخرین لحظات عوض شد و با پیشنهاد من و پیگیری دوست عزیزم امیر مقیمی بنا شد منم تو برنامه گشایش مسیر نیمه کاره کرج باشم . البته کمک من به علت شکم درد ناشی از بیماری که باهاش مدتیه دارم دست و پنجه نرم میکنم محدود تا طول ۲ شد اما به هر حال دست زدن به دیواره علم ، رفت و برگشت روی گل سنگها و بودنم در منطقه هم برا خودم خوب بود ، هم بعضا به درد تیمهای دیگه خورد. راستی در صورتی که عکسها نمایش داده نشد کلیک راست کنید و Show picture را انتخاب کنید .عکسها با دوربین Canon G10-14.7MP گرفته شده اما برای این صفحه کوچکتر شده اند .دوستانی که دوست دارند گزارش کامل اتمام گشایش مسیر کرجیها و عکسهای بیشتری ببینند، میتونن به وبلاگ نوید عظیمی نگاه کنند .

 

خانه در تب و تاب برنامه

 

حسین هیزم کار ،نوید ، سروش و مسعود پشت نیسان بیان

 

شیرزاد در حال تعویض نعل قاطر

 

کشتی سنگ

 

ستاره داود (پرچم سلیمان نبی)در منطقه تخت سلیمان ! (علی پارسایی یادته؟؟ ۸ سال پیش تو نشونم دادی )

 

ناهار سرچال

 

بارها به سرچال رسیدند

 

اولین رخ دیواره از سرچال

 

علم کوه ورژن ۱۳۸۸ این عکس رو موقع رفتن پای دیواره برا دیدن صعود عامر ازوجی و تشویقش صبح علی الطلوع گرفتم

 

بچه های آرش در مسیر رفتن از سکو به دیواره(برای صعود بخشی از مسیر هاری روست)

 

قطعه سمت چپ قیف(۴۸ لهستان -ایرانیها - کرجیها )

 

اینم یه عکس دیگه از علم کوه امسال

 

اینم یه عکس دیگه از دیواره علم کوه

 

سروش و مسعود(آقا قول ۴۸ بودا) اسپرت کارایی که قصد صعود ۴۸ رو داشتن 

 

اینم من

 

مسوولیت من چیدن و جور کردن ابزار فنی بود

 

در چادر

شام آخر (قبل رفتن سمت دیواره)

 

طول ۲ از مسیر۵۲ لهستان که آرشیها در حال صعودش هستن(اینا هر روز بخشی از یک مسیر رو بالا میرفتن و فرود میامدن!!)

 

صعود رو گل سنگها

 

منو نوید کارگاه ۱ کرجیها

 

طول ۱ کرجیها زیر این قسمتی که در عکس هستش ۳ حرکت حدود  ۵.۱۰c و ۵.۱۰dبود

 

کارگاه ۲ کرجیها

 

مورو جوجو عروسک البرز در کارگاه ۲ کرج

 

من و نوید

 

طول ۲ کمی خفن تر شد و مسیر گم بود

 

 

من و سایه

 

ابزار گذاری ...

 

پیر با تجربه علم کوه حسین هیزم کار رو گرده آلمانها(معمولا از رو گرده دیواره نوردا رو تصویر میکنن .کار ما بر عکسه!)

 

منظره علم چال بر فراز ابرها

 

خط الراس سیاه کمان - چالون

 

پناهگاه خرابه از دیواره

 

دیواره اخمو

 

احسان و نوید بعد برگشت از دیواره

 

 

منو چادرم

 

 

ای کاش آدم همونجا بمیره (هرچی میشه برنگرده !)

 

 

برای دیدن گزارش کامل تر و مشروح برنامه به قلم سرطناب کُلُفتِ برنامه آق نوید عظیمی اینجا رو کلیک کنید ! 

 

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در شنبه هفتم شهریور 1388 و ساعت 6:56 |

دلم مثل دلت خونه شقایق

دلم مثل دلت خونه شقایق..

میدو نین سکونت تو رودهن برام خیلی مزایا داشته (مثل هوای پاک و ییلاقی ، دسترسی به گوشت و میوه خوب و ...) اما این میون نزدیکی به قله دماوند یه چیز دیگس . هر روز من تو راه رفت و برگشت به خونه یه سلامی هم به دماوند میدم و آب وهواشو زیر نظر دارم . مثلا پارسال همین موقعا یه شب ساعت ۱۱ تو رخت خواب و بر اثر بی خوابی به سرم زد برم سمت دماوند .۱۱:۳۰ شب از خونه زدم بیرون و ۱:۳۰ نیمه شب هم رسیدم مسجد .

    دلم میخواست که یه قله ۴۰۰۰ متری صعود کنم تا برا ماه دیگه که میخوام برم برا دیواره علم کوه هم هوایی کرده باشم ، فکر قله های مختلفی مثه خله نو ، توچال ، جانستون و... کردم . اما یهو فکر دماوند افتاد تو سرم و گفتم میرم تا پناهگاه هم فشاری نمیاد بهم هم تا حدود ۴۰۰۰ متر بالا میرم .

     عامر ازوجی از بچه های گل کلاردشتی که ساکن تهرانه و اینجا فوق میخونه مدتی بود که میخواست یه گپی در مورد مسیرای دیواره باهام بزنه . باهام تماس گرفت و گفت کجایی و همین که گفتم میرم دماوند اونم گفت میخاد با بچه های گروه کوهنوردی تهران بره دماوند . بنا شد بیاد رودهن و از اونجا با ماشین من بریم . البته من اولش فکر میکردم میخوام تنهایی یا نهایتا با عامر برم کوه اما بعد از دیدن ۱۵ تا از همکارام تو پناهگاه ، چند تا کلوپ دماوندی و ۱۵ نفر اهالی رودهن فهمیدم یواشکی نمیشه هیچ جا رفت .. و یه جوری پیچوند و از پناهگاه بالاتر نرفت .

ساعتها :

حرکت از رودهن : ۱۰

حرکت از مسجد : ۱۲:۲۰

رسیدن به بارگاه سوم : ۱۶:۵۰

خواب : ۲۱(بعد از کمی بحث و گفتگو در مورد مسیرهای دیواره علم کوه ، موارد فنی و گره ها)

بیدار باش : ۵

حرکت به سمت بالا:۶:۳۰

آبشار یخی : ۹

بارگاه سوم : ۹:۴۵

حرکت از بارگاه سوم به سمت مسجد : ۱۱:۳۰

مسجد :۱:۳۰

رودهن :۱۵:۳۰

عامر ازوجی

عامر ازوجی

 

پناهگاه جدید

پناهگاه جدید بارگاه سوم

 

صبح پناهگاه

صبح بیرون پناهگاه و پشت به پناهگاه قدیم

 

بر فراز ابرها

پناهگاه قدیم بر فراز دریای ابرها

 

سایه دماوند

سایه قله هنگام طلوع

 

دورنمای آبشار یخی

دورنمای آبشاریخی از ۴۸۰۰

    میزان برف خیلی زیاد بود و غیر قابل مقایسه با سالهای قبل . باد سردی هم میوزید که میگفتند نزدیک قله شدت بیشتری داشته . چون برگشت شن اسکی در کار نیست و باید رو برف سر بخورید ، داشتن کلنگ رو توصیه میکنم .

    آمّا سرسره بازی تو اون ارتفاع اونم به اون مسافت حالی میده ها! یه سرعتی میگرفتی که نگو و بعد ترمز . تازه من بعضا هیجانیترهم  میکردمش که گفتنش کمی بد آموزی داره ..

سنگ وگل

گلای خوشگل تو مسیر برگشت از بارگاه سوم

 

برفچال در محل تعویض یال

اینجا جایی که تو مسیر بین بارگاه سوم و مسجد یال عوض میشه .همچین برفی تو این فصل دیده بودین؟

 

هوای اخموی پناهگاه

هوای پناهگاه کم کم اخمو شد . صدای شر شر آب کنار یال سنگی

 

نهر آب

این نهر کنار یال سنگی تا مسجد ادامه داشت

شقایق رنگ تو رنگ خدا بود

پایان

 

 

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در شنبه سیزدهم تیر 1388 و ساعت 7:50 |

برای دیدن گزارش و تصاویر اینجا  یا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 15:32 |

دیواره پل خواب

دیواره پل خواب

      همین جوری زمان میگذره تمرینهای من هم ادامه داره . تمرینهام به صورت زیره :

شنبه : تمرین سالنی

یکشنبه : بدنسازی

دوشنبه : تمرین سالنی

سه شنبه : بدنسازی

چهارشنبه : استراحت

پنجشنبه : تمرین طبیعت

جمعه : بدنسازی

(البته دو استقامت هم اضافه شد به برنامه که تا هفته پیش نبود )

   دو تا پنجشنبه پیشتر پل خواب کمی برای درجه صعود کار کردم . که بد نبود و به ته ۵.۱۰ نزدیک شدم . پنجشنبه پیش هم با مهدی فراهانی رفتیم بند یخچال دوتا صعود سبک و دراومدن راحت از سقف کوچولوی مسیر دولفر و تمرین تکنیکهای غارنوردی . 

   این پنجشنبه هم با نوید عظیمی رفتیم پل خواب . بالای طول ۳ چکش بودیم که امیر مقیمی و احسان پرتوی نیا رسیدند . اونا رفتند آبرفتی ما هم رفتیم مارمولک + نگار۲ . برای اولین بار نگار۲ رو سر طناب رفتم که خیلی چسبید . هرچند که آنسایت نبودم و دو فته پیش نفر دوم صعودش کرده بودم اما چسبید . البته کمی موقع ورود به کارگاه اذیتم کرد .

   امیر مقیمی صدامون کرد تا کمی تکنیکهای پیشرفته امداد و نجات رو تمرین کنیم و حدود ۱ ساعت این کارو انجام دادیم که این مرور نتیجه خوبی داشت .

   بعد رفتیم آگر .. . مسیر آگر از یادگارهای خوشگل مرحوم غدیر یزدانی هستش که من ۷ سال بود صعودش نکرده بودم . پارسال طول ۱ رو رفتم اما به علت خستگی ادامه ندادم .

آگر

نمای کلی مسیر آگر

   مسیر آگر با تمام مسیرهای پل خواب فرق داره و کمی کش و قوس داره . بده بستونایی داره که همیشه مثل مسیر نو میمونه . طول ۱ با با یک لاخ کامل بدن شرو میشه و انقد شکست داره که در بهترین وضعیت میانی ها هم باز طناب سفت میشه . ۸ سال پیش در یک حرکت انفجاری کارگاهاشو با حمایت سعید محمودی ترمیم کردم و حلقه و سیم بکسل انداختم که هنوز هم همونها سالم و قابل استفاده هستش .

   کراکسش طول ۲ هست که معمولا کسی طبیعی در نمیاد ( یک کنج منفی) . من همیشه از چپ کراکس که ۳ گیره ناخونی برا پا و دست داره صعودش کردم و بالاخره یه رول هم میکوبم اونطرف .

 

 مسیر آگر

طول ۱ ، طول ۳ و طول ۴ رو من سرطناب رفتم . طول ۱ و ۲ منو نوید بودیم و طول ۳ و ۴ من و امیر مقیمی . طول ۴ ابزار گذاریه و پر جک و جونور .

کارگاه 4 آگر

مورو جوجو عروسک البرز در کارگاه ۴ آگر

 

امیر مقیمی

امیر مقیمی در حال در اومدن از طول ۴ آگر

 

   فکر میکنم تو مسیرهای موجود آگر از همه مرتفعتره و بالای بالای پل خوابه . واسه همین یه عکس از اون بالا انداختم .

انده پل خواب

اینم بالای بالای پل خواب

 

کافه مصطفی از کارگاه 4 آگر

دورنمای کافه مصطفی و جاده چالوس از کارگاه ۴ آگر

 

نوید عظیمی

نوید عظیمی و سرطناب طول ۴+۳ آگر

    بعد هم با دو فرود ۴۵ متری اومدیم پایین . هر چند زیاد طول کشید اما خوب بود . به موقع رسیدیم پایین چون بعدش رعد و برق و بارون شروع شد . اونم چه بارونی ..

احسان پرتوی نیا

احسان پرتوی نیا

 

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 12:40 |

 دیروز با پیگیری همکار اکتیو و شیطونمون آقای علی اکبر غلامی صاحب وبلاگ کوهستان تو راه برگشت از ماموریت ورامین رفتیم به مجموعه پروازی ری و پرواز با گلایدر رو تجربه کردیم . باقیشو خودتون ببینید :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   راستی هزینه هر دور پرواز ۵۰۰۰ تومنه . وسایل دیگه مثل کایت موتوردار و هواپیمای موتوردار هم هست که خوب هزینش بالاتره . 

 

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 7:28 |

از نیمه فروردین تمرینای سالنی رو با دو جلسه در هفته دوباره شروع کردم . دو هفته اول فقط استقامتی کار میکردم رو تراورس های تو حیاط سالن زنده یاد داودی .من تو این سالن از فروردین سال ۷۷ تمرین کردم . کلی خاطره دارم از دوستایی که اومدن و رفتن ..

    از هفته سوم شروع به بولدرها و تک حرکتهایی کردم که بیشتر مربوط به الگوسازی مسیرهای طبیعیه یا نقطه ضعفهام تو طبیعت . امروز هم با مهدی طالبی از دوستای قدیمی بازی کردم که بد نبود و حسابی چسبید .

نمای سالن سنگ نوردی داودی

 

شهرام عباس نژاد

مهدی طالبی رو مسیری که من دادم

 

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 7:54 |

جاده چالوس از روی دیواره    

من و  صالح انصاری از بچه های گل باشگاه دماوند هفته پیش به علت یه سوتی ( باز نکردن گره استاپر ته طناب) طناب فرودمون موقع فرود از کارگاه بالای آبرفتی تو کارگاه تراورس آبرفتی گیر افتادیم . مجبور شدم بین کارگاه وسطی تا کارگاه معلق قدیمی آبرفتی کمی بی میانی صعود کنم . یه فیس با گیره های اصطکاکی و بسیار زیبا ..

صالح

صالح انصاری در حال فرود از کارگاه ۳ آبرفتی

 

دید اولیه مسیر

دید اولیه مسیر" مانسی"

   با تعجب به این فکر کردم چطور این مسیر زیبا و متفاوت تا حالا مورد توجه قرار نگرفته ؟؟ با اینکه از رول کوبی خیلی میترسم( نه برا خودم و زحمتش بلکه چون نمیخام دیوار سولاخ سولاخ شه) ولی چاره ای نبود . با نوید مشورت کردم و بنا شد این هفته این کارو بکنیم . از خوبیای این مسیر این بود که کارگاه پایین و بالای مسیر آماده بود و این یعنی حدود 60000 تومان صرفه جویی . نوید هم برنامه یه مسیر تو ذهنش داشت که از کارگاه معلق به چپ میرفت و دوتا کارمونو یکی کردیم .

من در حال تکمیل کارگاه بارکشی

    گفتیم یه کاری کنیم دو سرش خیر باشه . یه کیسه بار ۲۰ کیلویی تشکیل دادیم و حدود ۴۵ متر بار کشی رو هم اجبارا انداختیم اول برنامه . با یه حلقه طناب استاتیک ،یه یومار ، یه قرقره ، یک لنگه رکاب و یک پروسیک یک کارگاه بارکشی دو قرقره ای تشکیل شد . نوید بدون گفتن من زود خودش پی برد که از تمام وزنش برای بالا کشی استفاده کنه نه زور دستاش که تا شب هم باهاش کار داره ..

نوید درحال بارکشی

   بالاخره با تلاش فراوون اما بدون صرف انرژی خیلی فوق العاده بار رسید به کارگاه . میشد مسیر رو برید و به رول سوم مسیر رسید . من از یه طاقچه کوچیک به رول سوم رسیدم و شروع به کوبیدنش کردم . رول  از نوع اسپید بود . نصف رول کوبیدم و باقیشو سپردم به نوید . و خودم برگشتم پایین چون کفش سنگ پامو بدجوری ناسور کرده بود . رول ۳ که کوبیده شد ، نوید برگشت پایین و رفت کفش معمولیاشو آورد . رو طناب استاتیک فرود رفت و با کرول یومار زد . خیلی از استفاده کرول و تسمه سینه  لذت برد ، چون یومار زدن رو کاملا راحت و سریع میکنه .

من رو رول 3

     نوید نشست رو اسکای هوک مشغول رول ۴ شد و من هم حمایتشو با گری گری قفل کردم و مشغول رول اول مسیر شدم . رول اول و دوم رو من بولت نمره ۱۰ و به طول ۱۰ سانت میزنم . ۵/۱ برابر اسپید کار میبره اما واقعا ایمنه .  

نوید رو رول 4

    یادم باشه یه بار در مورد انواع رولها ، سنگها و این که چیو کجا بکوبیم حرف بزنم . بالاخره نوید از مسیر " مان سی"من درومد و رسید به کارگاه فرود معلق مسیر آبرفتی . یادش به خیر سالها پیشتر با طناب ۶۰ متری باشگاه که فرود میومدیم میرسیدیم به این کارگاه با کمی فاصله و تو فضا . با پا زدن میرسیدیم بهش.. حالا شد کارگاه مسیر مانسی .

   مسیر مانسی حدود ۲۰ متر و به گمان من ۵.۱۰d بشه که مصنوعی A2 هم میشه صعودش کرد . چون من نفر دوم کل مسیر رو صعود کردم زیاد نمیتونم درجه طبیعی رو دقیق بگم . مخصوصا چون رو مرز درجه صعودم هم هست . تکنیک نفر اول برا صعود هم هوک بود و از Grappeling hook  و  pecker های بلک دیاموند و کازین استفاده شد . نوید نشون داد تو اون ارتفاع هم خوب رو اسکای هوک میشینه و اعتماد میکنه . برای یکی از هوک ها با سر مته سوراخ 1 سانتی زد و این نشستن و رول زدن خیلی هیجان داشت . نوید قصد داشت که کارشو به سمت طول بعدی خودش ادامه بده که به خاطر من این کارو نکرد و موند برا بعد .

   البته رول دوم رو هم هنوز نکوبیدیم و فعلا باید از طاقچه کوچیک سمت چپش به رول 3 رسید . ضمن اینکه کلا مسر 5 تا رول داره .و کراکسش به نظر من بین رول ۳ و ۴ هست .

 

کروکی مسیر مانسی

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 7:26 |

کارگاه طول 2 سی سخت

مورو جوجو عروسک البرز در کارگاه طول ۲ سی سخت

 

قبل عید هم یکبار پل خواب رفتم با نوید .. . بعد عید هم شروع به تمرین سالنی با برنامه حسابی و با هدف کار دیواره ای مورد نظر خودم کردم . یه دیواره اوسون هم با حامد مصلحی رفتم که به علت رعد و برق و بارش ، نصفه برگشتیم .

ابزارامون

امسال ابزارامون تکمیلتر شدن..

 

    باور میکنید تو پل خواب هیشکی نبود و هیشکی هم نیومد . ما طناب اسپری ادلرید جدید منو طی مراسم ویژه ای باز کردیم . نوید کولشو باز کرد و با تعجب و ... بهم گفت صندلیشو جا گذاشته .( توی روز تمرین این یعنی یک خبر خوب . چون هم طناب سرطنابش کنسل میشه و این برا شما حرف نداره..) . با تسمه ۱۲۰ یک صندلی برا نوید زدیم و شروع کردیم . بعد فکر کنم ۶ سال دستی به مارمولک زدم و بعد هم دو طول سی سخت رو تمیس صعود کردم . کلی حال کردم . 

نوید با صندلی دست ساز

صندلی تسمه ای نوید

 

اول مارمولک

من اول مسیر مارمولک

 

من بالای مارمولک

اینم از من و آخر مارمولک

 

    امسال هم مثل سال گذشته باز طناب ادلرید (Edelrid) گرفتم . این بار Osprey . رنگ آبی روشن مسحور کننده و لطافت روکشش اولین چیزیه که با دست زدن بهش میشه بهش پی برد . البته این طناب به رنگ قرمز هم هست . با توجه به افت کیفی طنابهای Beal طنابهای آلمانی Edelrid  خوب تونست خودشو تو ایران جا بندازه . اینم مشخصات فنی Osprey :

 

قطر                                           10.5

متراژ                                       50 و 60 

نوع طناب                                 سینگل

وزن                                       g/m  71

تعداد سقوط                                 9

تحمل شوک                             9.2 KN

افزایش طول دینامیک                   33%

افزایش طول سکون                     9.2%

تناسب پوسته                           39%

لغزش پوسته                              0

 

 اون دو تا علامت قرمز و زیتونی کنار تصویر هم علامت Beta shield و Thermal stabilisation هست که میتونید در موردش اینجا بخونید : اینجا رو کلیک کن

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 7:22 |
 

ابتدای مسیر

اول فصل خوب

دیروز تو خونه حسابی کلافه شده بودیم . از طرفی روز قبلش هوا گرم بود و تمام پیشنهاد های یخ نوردی رو رد کرده بودم و گفته بودم دما بالاس و بارش داره و خلاصه: نه نمیشه ...! اما به شدت هوا سرد شده بود و آسمون صاف صاف بود ،بی حتی یک لکه ابر ... . با چند تا تماس متوجه شدم که مهدی فراهانی برا یخ نوردی رفته همه لون ساعت ۱۱ از خونه زدیم بیرون .اینکه چه جوری از رودهن راه افتادم و چه جوری رانندگی کردیم تا ۸۰ دقیقه ای رسیدیم همه لون بماند (تازه تو راه بنزین هم زدیم) .

مهدی فراهانی

مهدی فراهانی که  اینجا من دارم حمایت می کنم صعود کنه ، خیلی زحمت کشید برا کارگاه زدن و جمع کردن

    

    همه لون یک دره تنگ و باریکه که حدود ۱۰ سال پیش توسط بابک خدرلی و سایر بچه ها ی باشگاه دمائند که عشق یخ بودن کشف شد . سالای اول اونجا ما دو سه نفری کار میکردیم و کلی باعث تصادف اسکی بازای متعجب میشدیم.. زیر یک رستوران یک پل فلزی بود و زیرش با ریزش آب از شیلنگ یخ میزد .اما کم کم مردم اونجا راه افتادند و توی دره یخ مصنوعی ایجاد کردند و حالا کاسبی توپی شده . فارق از مساله گرونی و ارزونی یخ سبز خوب و خشکی داره(در مورد رنگ یخها و مقاومتشون یه بار حتما صحبت میکنم) و بچه های یخ نورد رو به آرزوی دیرینشون رسونده : یک یخ عمود مستحکم و مطمئن .

ای ول

واقعا از یخش لذت بردم

    خلاصه تا پای کار جمع و جور شدیم و من اولین صعود رو انجام دادم ساعت از ۱ گذشت . به علت ارتفاع زیاد سقوط معلق آب یخ حفره های ناشی از حباب داشت که کیفیتشو کم کرده بود . بچه ها هم تقریبا سخت ترین جا رو انتخاب کرده بودند و کارگاه هم بالای مسیر نبود که پاندولی خطرناک میداد . تو صعود اولم یه یار یخ زیر پام شکست و پاندول شدم اما با زدن تبر به یه قندیل کلفت در حین پاندولی از برخورد به قندیلی سست طرف مقابل جلوگیری کردم .

تاپ

حرکتای مسیر قشنگ بود

   چون اول فصل من بود  فقط دوبار قرقره تاپ کردم و از خودم راضی بودم نسبتا .. . در کل زیر چشمی که بچه ها رو نیگاه میکردم از نظر تنوع تکنیکی و حرکتی اتفاق خاصی نمی افتاد و شاید چون اول فصل بود وضع کسایی که کار میکردند زیاد جالب نبود .

رضایت

تاپ

راستی اینبار عروسک البرز رو نبردم ، خودشو بردم . انگار زیاد از صعود من راضی نیست :

شهرام و البرز

البرز و بابایی

    ساعت حدود ۲:۳۰ عصر هم جمع کردیم ،البرز هم حسابی یخ کرده بود . و همگی رفتیم خونه مهدی . هم اونو رسوندیم هم غدا خوردیم و کلی تجدید خاطرات کردیم . 

 

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در شنبه چهاردهم دی 1387 و ساعت 7:26 |

بستانیان

گل عکسهای این برنامه

سه شنبه گذشته کلاس طبق قرار قبلی فدراسیون تشکیل شد . چون به هر حال کارآموزی بود در فضای غیر از غار برگذار شد . بهترین جا کلاهک آلبرت بود .

 

روی کلاهک آلبرت

حسن جواهرپور در حال کنترل فرود مهدی فراهانی و رضا اسماعیل زاده

 

مربیان کلاس آقایان حسن جواهرپور  و مصدری بودند :

حسن جواهرپور

حسن جواهرپور 

 

مصدری

آقای مصدری

 

امداد در ارتفاع

کلاس بیشتر صعود میمونی، فرود و مسایل مربوط  رو مرور کرد . سطح کلاس با توجه به اینکه کارآموزان مربی سنگ بودند بالا بود .

 

مهدی فراهانی و حسن جواهرپور

از نکات جالب این بود که در طی کلاس متوجه شدیم استاپهای پتزل جدید عمل نمیکنند در حالیکه سری های قبلی به خوبی قفل میکردند . امروز یا فردا این مطلبو به شرکت کوه ویسی خواهم گفت . (به طهمرث گفتم ...او گفت رو طناب کهنه و کثیف عمل میکند . اینطور هم عمل نکرد .البته در استاندار لوازم کوهنوردی به این میگن عملکرد اتفاقی که قابل قبول نیست : پس مشکل دارند).

 

 In this class we found that new seri of stops made bye Petzle dont work on new and dry ropes. This problem is very dangerous and random working may lead the person to a death .We told this to agent of Petzle in ioran but they didnt mind and tried to satisfy us .

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در شنبه دوم آذر 1387 و ساعت 6:25 |