تبليغاتX
دیواره بلند و انگشتان سرمازده - صعود دماوند تا آبشار یخی

دلم مثل دلت خونه شقایق

دلم مثل دلت خونه شقایق..

میدو نین سکونت تو رودهن برام خیلی مزایا داشته (مثل هوای پاک و ییلاقی ، دسترسی به گوشت و میوه خوب و ...) اما این میون نزدیکی به قله دماوند یه چیز دیگس . هر روز من تو راه رفت و برگشت به خونه یه سلامی هم به دماوند میدم و آب وهواشو زیر نظر دارم . مثلا پارسال همین موقعا یه شب ساعت ۱۱ تو رخت خواب و بر اثر بی خوابی به سرم زد برم سمت دماوند .۱۱:۳۰ شب از خونه زدم بیرون و ۱:۳۰ نیمه شب هم رسیدم مسجد .

    دلم میخواست که یه قله ۴۰۰۰ متری صعود کنم تا برا ماه دیگه که میخوام برم برا دیواره علم کوه هم هوایی کرده باشم ، فکر قله های مختلفی مثه خله نو ، توچال ، جانستون و... کردم . اما یهو فکر دماوند افتاد تو سرم و گفتم میرم تا پناهگاه هم فشاری نمیاد بهم هم تا حدود ۴۰۰۰ متر بالا میرم .

     عامر ازوجی از بچه های گل کلاردشتی که ساکن تهرانه و اینجا فوق میخونه مدتی بود که میخواست یه گپی در مورد مسیرای دیواره باهام بزنه . باهام تماس گرفت و گفت کجایی و همین که گفتم میرم دماوند اونم گفت میخاد با بچه های گروه کوهنوردی تهران بره دماوند . بنا شد بیاد رودهن و از اونجا با ماشین من بریم . البته من اولش فکر میکردم میخوام تنهایی یا نهایتا با عامر برم کوه اما بعد از دیدن ۱۵ تا از همکارام تو پناهگاه ، چند تا کلوپ دماوندی و ۱۵ نفر اهالی رودهن فهمیدم یواشکی نمیشه هیچ جا رفت .. و یه جوری پیچوند و از پناهگاه بالاتر نرفت .

ساعتها :

حرکت از رودهن : ۱۰

حرکت از مسجد : ۱۲:۲۰

رسیدن به بارگاه سوم : ۱۶:۵۰

خواب : ۲۱(بعد از کمی بحث و گفتگو در مورد مسیرهای دیواره علم کوه ، موارد فنی و گره ها)

بیدار باش : ۵

حرکت به سمت بالا:۶:۳۰

آبشار یخی : ۹

بارگاه سوم : ۹:۴۵

حرکت از بارگاه سوم به سمت مسجد : ۱۱:۳۰

مسجد :۱:۳۰

رودهن :۱۵:۳۰

عامر ازوجی

عامر ازوجی

 

پناهگاه جدید

پناهگاه جدید بارگاه سوم

 

صبح پناهگاه

صبح بیرون پناهگاه و پشت به پناهگاه قدیم

 

بر فراز ابرها

پناهگاه قدیم بر فراز دریای ابرها

 

سایه دماوند

سایه قله هنگام طلوع

 

دورنمای آبشار یخی

دورنمای آبشاریخی از ۴۸۰۰

    میزان برف خیلی زیاد بود و غیر قابل مقایسه با سالهای قبل . باد سردی هم میوزید که میگفتند نزدیک قله شدت بیشتری داشته . چون برگشت شن اسکی در کار نیست و باید رو برف سر بخورید ، داشتن کلنگ رو توصیه میکنم .

    آمّا سرسره بازی تو اون ارتفاع اونم به اون مسافت حالی میده ها! یه سرعتی میگرفتی که نگو و بعد ترمز . تازه من بعضا هیجانیترهم  میکردمش که گفتنش کمی بد آموزی داره ..

سنگ وگل

گلای خوشگل تو مسیر برگشت از بارگاه سوم

 

برفچال در محل تعویض یال

اینجا جایی که تو مسیر بین بارگاه سوم و مسجد یال عوض میشه .همچین برفی تو این فصل دیده بودین؟

 

هوای اخموی پناهگاه

هوای پناهگاه کم کم اخمو شد . صدای شر شر آب کنار یال سنگی

 

نهر آب

این نهر کنار یال سنگی تا مسجد ادامه داشت

شقایق رنگ تو رنگ خدا بود

پایان

 

 

+ نوشته شده توسط شهرام عباس نژاد(Shahram Abbasnejad) در شنبه سیزدهم تیر 1388 و ساعت 7:50 |