غلامرضا تختی

غلامرضا تختی ۵ شهریور ۱۳۰۹ تا ۱۷ دی ۱۳۴۶   

 

تو در افسانه ها جاوید خواهی ماند

زمان این جاری بی رحم - هرگز قله بلندت را نیارد شست .

از این پس راویان قصه های پهلوانی - این بهین تاریخ های زنده هر قوم - نقالان

تو را در قصه های خود برای نسل بعد

می گویند .

تو اندر سینه های گرم خواهی زیست

تو با انبوه پاک مردمان خوب شهر ، خواهی ماند ...

قطعه ای از م.آزرم (نعمت میرزاده)در یادبود تختی
 

غلامرضا تختی

محمدرضا پهلوی شاه سابق ایران در حال انداختن مدال پهلوانی ایران به گردن غلامرضا تختی

 

پی نوشت :

۱- عکسها از راوی حکایت باقی و ویکیپدیا

۲- وقتی کمی به شرایط فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی دور و برم و شرایط ورزشکاران رشته های غیر حرفه ای نگاه میکنم ، احساس میکنم تز خودکشی بیشتر صحت دارد تا چیزی مثل خم نکردن گردن برای انداختن مدال توسط شاه و .. . گاهی هر چقدر شما قوی باشی و پهلوان شرایط ناخودآگاه شما را به سمتی سوق می دهد که تحملش را نداری . امیدوارم چنین شرایطی دیگر برای هیچ نویسنده ای (نمونه : صادق هدایت)، هیچ روشنفکری (نمونه : سیامک پورزند ) و هیچ ورزشکاری پیش نیاید .

۳- تختی فقط ورزشکار نبود . او یک فعال اجتماعی و سیاسی به سیاق آن سالها بود . حضور او در حین ناکامی حکومت وقت در جذب کمک های مردمی برای زلزله زدگان بویین زهرا و کمکهایی که به اقشار مختلف مردم کرده گویای حضور و شخصیت اجتماعی اوست . همراهی او با جبهه ملی ایران نیز گویای فعالیتهای سیاسی اوست . شاید تختی تحت فشارهای سیاسی ، اجتماعی و شخصی به خودکشی دست زده باشد ولی این جمله جلال آل احمد درباره مرگ تختی شنیدنی است : «از آن همه جماعت هیچ کس، حتی برای یک لحظه، به احتمال خودکشی فکر نمی­‌کرد» .

۴- تاثیر مرگ تختی روی دوستداران و علاقه مندانش زیاد بود . یک تاثر اجتماعی ، تاثری به اندازه چند نسل . در این زمینه نگاهی بیاندازید به آفتاب .

۵- قصه روایی در باره تختی نقل است از زبان پیر زنی و در آن جمله ای جالب است : "مادرجان! تختی را خودکشی کردند! "

۶- بعضی مطالب هم اینجوریه : پی نوشتش از متنش بیشتر .. . به بزرگواری خودتون ببخشید .